معرفی کتاب: کتاب سیمای محمد نوشته دکتر علی شریعتی یکی از بهترین سخنرانیهای ایشان است از دید بنده . امید دارم که دوستان با خواند آن بیشتر با این چهره آشنا و رازهایی از محمد (ص) را گشوده یابند. این کتاب توسط بوکیها به شدت توصیه می شود و دوستداران و کتابخواران عزیز چنان که قبل گفته شد هر کتاب ارزش یکبار خواند را دارد پس معطل نکندی …  

علی شریعتی(۱۳۵۶-۱۳۱۲)، نو اندیش دینی است. کتاب «سیمای محمد» بنا به گفته مرحوم دکتر شریعتی، به دعوت مؤسسه تحقیقی اسلامی ارشاد و برای درج در کتاب «محمد خاتم پیغمبران» نوشته شده و اول بار در همان مجموعه به چاپ رسیده است. پس از آن در کتاب اسلام‌شناسی (درس‌های دانشکده ادبیات مشهد) به سال ۶ـ۱۳۴۵ تجدید چاپ شده است.

گزیده ای ازکتاب: 

«محمد ترکیبی از موسی و عیسی است. گاه او را در صحنه‌های مرگبار جنگ می‌بینیم که از شمشیرش خون می‌چکد و پیشاپیش یارانش ـ که برای کشتن یا کشته‌شدن بی‌قراری می‌کنند و بر روی مرکب‌های بی‌تاب خویش، در برابر دعوت خون، به سختی می‌توان آرامشان ساخت ـ می‌تازد، مشتی خاک برمی‌گیرد و به خشم بر چهره خصم می‌پاشد و فریاد می‌زند «شُدّوا» و بی‌درنگ شمشیرها به رقص می‌آیند و وی که از تماشای آتش سوزان جنگی که برافروخته است گرم شده و چهره‌اش از شادی برتافته است، با لحنی گرفته از لذت توفیق و لبخندی سیراب از ستایش شمشیر، فریاد می‌کند: «هوم... اکنون، تنور جنگ برتافت» و گاه همو را می‌بینیم که هر روز در رهگذرش یهودی‌ای از بام خانه‌اش خاکستر بر سرش می‌ریزد و او نرم‌تر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمی‌کشد و یک روز که از کنار خانه وی می‌گذرد و از خاکستر مرد خبری نمی‌شود، با لحن یک صوفی پرصفا می‌پرسد: رفیق ما امروز به سراغ ما نیامد؟ و چون می‌شنود که بیمار شده است به عیادتش می‌رود.

در اوج قدرت، در آن لحظه که سپاهیانش مکه را ـ شهری که بیست سال او را و یاران او را شکنجه داده است و آواره کرده است ـ اشغال کرده‌اند، بر مسند قدرت سزار اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه می‌ایستد و در حالی که ده هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش در پیرامونش برق می‌زنند می‌پرسد: «ای قریش! فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟»

مهمترین و قدیم ترین اثر در موضوع سیره رسول خدا نوشته ابن اسحاق (م 150ه‍-) است که ابن هشام آن را تهذیب و تقریر کرده و امروزه سیره ابن‌هشام از منابع مهم سیره و مغازى است. عده‌اى این کتاب را ترجمه یا تلخیص کرده‌اند که رفیع‌الدین اسحاق بن محمد همدانى قاضى ابرقوه (582-623) از جمله مترجمان این اثر است. نام این ترجمه سیرت رسول اللّه(ص) است و کتاب حاضر خلاصه آن به شمار مى‌رود.

نام کتاب، بنابر آنچه در کتیبه عنوان در همین صفحه نوشته شده، سیرة النبى است؛ ولى چنان که مى‌دانیم این عنوان هم براى اصل عربى کتاب و هم براى ترجمه فارسى آن، یعنى سیرت رسول‌الله، آورده شده است. براى آن که کتاب حاضر از اصل عربى و فارسى آن تمیز داده شود، عنوان خلاصه سیرة النبى یا خلاصة السیره براى آن برگزیده شده و به اعتبار اصل آن، عنوان خلاصه سیرت رسول‌الله یافته است.

کتاب حاضر یعنى خلاصه سیرت رسول اللّه در هشت باب تنظیم گشته و تقریباً یک سوم اصل فارسى آن یعنى «سیرت رسول اللّه» نوشته قاضى ابرقوه است که در سى باب مرتب شده است. اما از مقایسه این دو کتاب بخوبى مى‌توان دریافت که این خلاصه بطور موجز حاوى تمام مطالب اصلى کتاب «سیرت رسول اللّه» است و با خواندن این کتاب مى‌توان اجمالا از اصول وقایعى که در آن کتاب آمده است آگاهى یافت. از این رو باید گفت مؤلف این کتاب، در خلاصه نویسى و فنّ ایجاز مهارت کامل داشته است.

سیرت پیامبراکرم،‌در حقیقت عبارت است از رسالتی که رسول الله به نام شریعت برای جوامع بشری به ارمغان آورده و به وسیله آن مردم را از تاریکیها به سوی نور رهنمون شده است تا انسانیت را از عبادت و بردگی بندگان، به پرستش و عبادت خدا سوق دهد.

این کتاب خلاصه ای است از کتاب سیرت رسول الله (ص) که به دست یکی از علمای قرن هفتم انجام شده است خلاصه حاضر شامل امهات کتاب سیره است و با مطالعه آن می توان دریافت که تا چه حدروایات محمد بن اسحاق درزبان اصلی وصورت ابتدایی ساده و موجز بوده و سپس به دست نویسندگان بعدی تفصیل پیدا کرده است

 

معرفی کتاب: داستان سه کاهن به یک روز از زندگی پیامبر اکرم (ص) در سن چهار سالگی بازمی گردد. در این داستان حلیمه دایه پیامبر در تلاشی قابل توجه، سعی دارد تا جان پیامبر را از گزند کاهنانی نجات دهد که می خواهند بر اساس نشانه های ظاهری پیامبر خاتم (ص)، وی را در کودکی از بین ببرند.قیصری در مقدمه کوتاهی بر این رمان می نویسد: عاشورا بهانه ای شد تا شماس شامی را بنویسم. بهانه را منتهی الامال شیخ عباس قمی به دستم داد: روایت در روایت، ناب و خواندنی. داستان موسای دیگر و این آخری تا این ساعت، سه کاهن، نیز فرزند همین کتاب اند. کتاب شیخ پر از بهانه است و من هم بهانه جو.قیصری داستان خود را با عبارات منقطع و جملات کوتاه و پرضرب آغاز می کند و به جلو می برد. بر همین اساس بخش عمده ای از این داستان نیز با دیالوگ های حلیمه و اطرافیان او جلو می رود. اما نویسنده با شگردی قابل توجه هیچ کدام از این دیالوگ ها را از زبان پیامبراکرم (ص) بازگو نمی کند. او درحقیقت سعی دارد تا پیامبر را از زبان اطرافیانش توصیف کند.

گزیده ای ازکتاب نزدیک خیمه زیر درخت، سه اسب سیاه عربی بسته اند، با خورجین های بزرگ، پُر. عبدالله با دیدن جمعیت گریه اش می گیرد. حلیمه می گوید: نترس. جماعت همین که حلیمه را می بینند راه باز می کنند تا خودش را به خیمه برساند. غلام حلقه به گوش، ترکه به دست زیر درخت ایستاده بچه ها را می ترساند. صدای شرق شرق ترکه بالا سر حلیمه و عبدالله می پیچد.

خواهرش صفیه با فاصله کنار اسب ها و غلام ایستاده؛ تا حلیمه را می بیند، می دود طرفش:
مژدگانی بده
حلیمه مشک خالی اش را می گیرد بالا.
این مال تو
صفیه رو ترش می کند
این ها کی اند در خیمه ما؟ چی می خواهند؟
گمشده شان را یافته اند اینجا!
حلیمه با تعجب می گوید: گمشده؟
مگر نمی دانی دختر ابوذویب؟
نه
تمام خیمه ها را یک به یک گشته اند، تا رسیده اند به خیمه پسر سعدی
خیمه پسر سعدی چرا؟
می گویند شاید گمشده شان در این خیمه باشد!

معرفی کتاب: مجموعه قصه های قرآنی به زندگی پیامبرانی که نامشان در قرآن آمده است، می پردازد؛ کتاب پیش رو روایت کننده زندگی پیامبر مهربانی ها، حضرت محمد (ص) است. این داستان براساس قرآن که آیه آیۀ های آن بر پیامبر وحی شده شکل گرفته است و با تصویرگری خاصِ خود و متن پربار کتابی است مناسب برای آشنایی با شخصیت والای ایشان.

گزیده ای ازکتاب: پیامبر علی را در آغوش گرفت. و با او پیمان برادری بست. علی روح تازه ای گرفت. اوج گرفت. علی هیچ گاه نمی توانست این برادر عزیز تر از جان را، رها کند. قلب علی با قلب پیامبر می تپید. و قدم بر جای پای پیامبر می گذاشت. پیامبر رفیق روز های کودکی و همبازی علی در صحرا بود. و حتی در نوزادی علی، غذا در دهانش می گذاشت، چه روز های خوبی باهم داشتند. آن روزها پیامبر وقتی به صحرا می رفت، علی را که بچه ای نوپا بود، روی دوش خود سوار می کرد و می برد. او هیچ وقت از علی جدا نبود. علی هیچ وقت این افتخار بزرگ را فراموش نکرد. یک لبخند پیامبر برای علی، پربهاتر از همۀ دنیا بود.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی