معرفی کتاب: موضوع اشعار طنز این کتاب، غالبا سیاسی و اجتماعی است و شامل ۵۰ قطعه شعر طنز می‌شود. از این تعداد ۱۰ قطعه شعر از کارهای مشترک بیابانکی و جواد زهتاب است که در فصلی مستقل آمده است. اشعار این کتاب در قالب‌های کلاسیک چون مثنوی، غزل، چارپاره و رباعی سروده شده‌اند و نگاهی انتاقدی به موضوعات اجتماعی و سیاسی دارند. خانواده صدر عجیبند رفتار آن‌ها و کاراکترشان آن تکه واقع‌بین ذهن آدم را- که همان تمکه بدبین‌اش است-به چالش می‌کشد و درباره حجم نفوذ شر در جهان پیرامونش به شک می‌اندازد. آن‌ها خواب‌اند و بر خوب بودن اصرار دارند. همان‌طور که اصرار دارند و برایش مدرک دارند که آقا صدر زنده است، جایی در لیبی؛ و روزی برخواهد گشت. ازاین اصرار آن‌ها؛ از این پافشاریشان بر امید و برای امید خوشم می‌آید. خوشم هم نیاید تحت تایر قرارم می‌دهد. بارها شده خواسته‌ام صراحت و ز مختی به خرح بدهم و بگویم چرا؟ به چی امید دارید؟ ولی هر بار که صدای ملیحه را پشت تلفن از بیروت می‌شنوم، هربار که به چشم‌های حورا خانم نگاه می‌کنم هربار که خانم خلیلی، خانم آقا موسی، با آن صدای خیلی متین آرام ازم می‌پرسد: «خانواده خوبن؟» و هربار که در متنی یا یادداشتی که نوشته‌ام یکی‌شان با مداد و محتاطانه «بود» ها و «داشت» های مرا درباره امام موسی صدر به «هست» و «دارد» تغییر می‌دهد کم می‌آورم. در برابر تراکم ایمان و فشار امیدواری آن‌ها، کم می‌آورم. ایمان و امید از آن چیزهایی است که آدم در برابرشان کم می‌آورد. خلع سلاح می‌شود. مثل رویارویی با آدمی است که از مرگ نمی‌ترسد.

گزیده ای ازکتاب:  زشت است این که گیر سر از چین بیاوریم

کبریت‌های بی‌خطر از چین بیاوریم

آورده‌ایم هر چه شما فکر می‌کنید

چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هر چند توی کشور ایران زیاد هست

ما می‌رویم گور خر از چین بیاوریم

آورده‌ایم ما نمک از ساحل غنا

پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می‌زنند و عسل هم نمی‌دهند

زنبورهای کارگر از چین بیاوریم؟

خواننده‌ها چه قدر زمخت‌اند و بدصدا

من هم موافقم قمر از چین بیاوریم

حالا که خوشگلان همه رقاص گشته‌اند

پس واجب‌ است شافنر از چین بیاوریم

خشکیده است، پس بدهیمش به روسیه

دریای خوشگل خزر از چین بیاوریم

تا آن که جمعیت دو برابر شود سریع

باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بُزان پای کوفتن

ما می‌رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند

باید گدا و در به در از چین بیاوریم

«گویند سر عشق مگویید و مشنوید»

ما می‌رویم لال و کر از چین بیاوریم

مهر ه ی پیاده، رخ، فیل، اسب، فرزین و شاه از لوازم است، اما هریک از این ها در باطن نماد یکی از خصایل و صفات انسانی است. بازی شطرنج وجود را می توان به عرصه ی کارزار تشبیه نمود، که دو سپاه آن در درون انسان موجود است. یک سو سلطان جهان و سویی دیگر نفس بدفرجام با سپاه ایستاده است. در کتاب حاضر در چهار فصل به تبیین وجود انسان در مقایسه با صفحه ی شطرنج و نقش هریک از عوامل نفسانی پرداخته شده است. ابتدا فکر و غفلت، خورد و خواب، حرص، کینه، لجاج، ریا و کفران مطرح شده و در مقابل قناعت و ایثار، انصاف، عصمت، اخلاص و ادب و ذکر مدام به منزله ی مهره های پیاده و غضب، حسد، شهوت، کذب، کبر و غرور، جهل، عقل معاشی که در مقابل آن ها صبر و حلم، عدالت، عشق، صدق، شجاعت و همت، معرفت و عقل معادی در مقابل یک دیگر قرار گرفته اند و باید سربازان عاشق و صادق مراقب باشند که شکست نخورند و مات نشوند. هریک از مهره های شطرنج با بیانی علمی به یکی از خصوصیات نفسانی انسان تشبیه شده اند. اشاره شده است که در بازی شطرنج حقیقی، سالک با هوشیاری و مدد از همت راهبران و پیران الهی، سپاه جان را در رویارویی تنگاتنگ به مقابل حریف می فرستد.

این دفتر شعر در چند بخش اشعار خود را به مخاطب ارائه کرده است. بخش نخست نقیضه‌های سروده شده توسط شاعر است که عمده آنها بر پایه مصرعی از یک شاعر نامدار معاصر و در قالب یک غزل مستقل و کامل سروده شده است.بخش دوم از اشعار این کتاب را میرجعفری با موضوعات مختلف و خطاب به شخصیت‌هایی چون ناصر فیض، حواد محقق، علیرضا قزوه و... و. سروده است و در قالب یک روایت طنز شعرگونه به ستایش از آنها پرداخته است.بخش سوم از این کتاب به گفته میرجعفری اشعاری است که وی آنها را تحت عوان کلی بیدلیه منتشر کرده است و نوعی ابراز ارادت به بیدل‌دهلوی با زبان طنز به شمار می‌رود. میرجعفری خود درباره این بخش از این کتاب عنوان کرده به دلیل تمایلش به تهیه دفتر شعر مستقلی به سبک و سیاق نوع نگاهش به اشعار بیدل، چند شعر سروده ش ده توسط خود با این موضوع را در این بخش از کتاب قرار داده تاب ه نوعی به طبع آزمایی از مخاطب خود بپردازد.بخش پایانی این کتاب با عنوان نام‌نامه نیز روایت طنزآمیز میرجعفری در معرفی برخی از شاعران معاصر است.

معرفی ازکتاب: از دیار حبیب، رمانی است کوتاه که گوشه هایی از زندگی حبیب بن مظاهر یار سالخورده ی حضرت سیدالشهدا(ع) را به تصویر می کشد؛ البته قسمت اعظم آن، به شهادت حبیب در کربلا اختصاص دارد و وصف عشق و شیدایی او به امام زمانش. داستان از زاویه دید دانای کل روایت می شود و به ده بخش تقسیم شده است. داستان از جایی آغاز می شود که حبیب بن مظاهر و میثم تمّار در ملاقاتی، مقابل چشم عده ای از مردم، هر یک از عاقبت کار آن دیگری و چگونگی شهادتش خبر می دهند و از هم جدا می شوند و … در این کتاب می خوانیم: جان در قفس تن حبیب، بی تابی می کند. حبیب، به حال خود نیست. انگار رخت پیری را کنده است، در چشمه ی عشق، وضوی ارادت گرفته است و یکباره جوان شده است. جوانی که خویش را به تمامی از یاد برده است و لجام دل به دست عشق سپرده است. هیچ کس حبیب را تا کنون به این حال ندیده است، گاهی آن می کشد، گاهی نگاهی به خیام حرم می اندازد، گاهی به افق چشم می دوزد، گاهی خود را در نگاه معشوق گم می کند، گاهی می گرید و گاهی می خندد.

گزیده ای ازکتاب: «من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی شناسم» این حدیث کوتاه از اباعبدالله علیه السلام بر تعهد و مقام بالای یاران امام حسین (ع) تاکید می‌کند. یارانی که باخلوص نیت و عشق بی‌حدشان در صحنه‌ی کربلا ایستادگی کردند و با شهادت عمق معرفت‌شان را به اصحاب پیامبر نشان دادند. سید مهدی شجاعی نویسنده‌ی برجسته‌ی آثار انقلابی و داستان‌های مذهبی؛ در کتاب از دیار حبیب، محبت و پارسایی یاران ائمه را به عنوان موضوع اصلی انتخاب کرده است.  شجاعی در کتاب از دیار حبیب داستان «حبیب بن مظاهر» و «میثم تمار» را که از یاران دیرینه‌، متعد به اسلام و اصحاب پیامبر بودند، بازگو می‌کند.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی