نگارنده کتاب در حاضر، در یک بررسی تطبیقی به تحلیل دیدگاه فارابی، درباره فلسفه هنر و جایگاه خیال در آن، با برخی از فیلسوفان هم عصر او می پردازد. خیال در نظام فلسفی فارابی دارای نقش بنیادین در چند مساله، به ویژه مفهوم سازی خلاقیت هنری است. برخی از فیلسوفان هم عصر فارابی تخیل را معادل «فانتازیا» در فلسفه ارسطو، قوه ای برای بازآفرینی و حکم کردن دانسته اند. فارابی عملی با نام «محاکات» به این فعالیت اضافه می کند. بر اساس این توانایی، قوه تخیل قادر است تا اشیا را با استفاده از تخیل سایر واقعیات بازآفرینی کند و بدین وسیله قدرت بازآفرینی و بازشناسی خود را فراتر از محدودیت های حسی توسعه دهد، تا جایی که شامل تداعی اوصاف مادی و جسمانی، هیجان ها و تمایل ها و حتی واقعیت های غیرمادی نیز بشود. از آنجا که عالی ترین درجه خلاقیت محاکات از امور معقول است، بنابراین می توان تخیل معقولات را عالی ترین درجه خلاقیت هنری دانست. به عقیده فارابی، هنرمندان عموما در آثار خود، به دنبال انتقال معانی ای چون: زیبایی، شکوه، شگفتی و... هستند. معانی ای که از لحاظ دریافتی از سوی مخاطب، می تواند متفاوت باشد.

در این اثر با رویکردی تطبیقی به بررسی دیدگاه‏های فلسفی در مورد «مساله واحد» در فلسفه اسلامی، فلسفه غرب و سایر فلسفه‏های معتبر دنیا پرداخته شده و نسبت بین واحد و کثیر و نسبت آن ها با جهان هستی و مابعدالطبیعه بررسی گردیده است. نویسنده در این کتاب می‏‏کوشد تا ضمن بررسی مفهوم واحد در جریان ها و مکاتب مختلف فکری به ویژه ادیان بزرگ شرق و غرب، رابطه این مفهوم با برخی مفاهیم دیگر که بسیار از نظر وی مهم و اساسی هستند از قبیل عرفان، خود، اخلاق، آرمان های اجتماعی و نظامات فکری را نیز بررسی کرده و چگونگی ارتباط بین هر یک از آن ها با عقیده به یک مبدا و منشا واحد برای جهان هستی، یا عقیده به یک اصل و مبدا واحد برای نظام‏اندیشگی را مورد بحث قرار دهد. توجه به نقش و جایگاه ویژه مابعد الطبیعه در منظومه دانش بشری، قایل بودن به کارکردی متفاوت از علوم تجربی یا علوم جزیی برای آن و دفاع از حیثیت فلسفه نظری در روزگاری که غلبه دیدگاه‏های پوزیتیوسیتی برخی اذهان را نسبت به نقش ایجابی آن به تردید افکنده بود از جمله دیگر ویژگی‏های این کتاب است که نویسنده تلاش می‏‏کند تا با تعقیب جریان ها و خط‏مشی‏های فکری مختلف در ورای همه تنوع‏ها و کثرت‏های هستی‏شناختی و معرفت‏شناختی به جست وجوی اندیشه یک امر واحد و پایا که از ورای همه این گوناگونی‏ها با دیده بصیرت و تامل قابل رویت است و سبب پیوند و اتصال همه این کثرت‏هاست، برآید و آن را از پشت پرده مفاهیم و عناوین یا تلقیات و برداشت‏های مختلف هر بار مورد شناسایی و بازشناسی قرار دهد. نکته مهم دیگر در این کتاب جست وجوی اندیشه «واحد» در فلسفه‏ها و فرهنگ گوناگون است که نویسنده سعی کرده است با رعایت انصاف و تعهد علمی دیدگاه‏های صاحب هر مکتب خاص را از زاویه دید خود آن ها بازتاب نماید و صرفاً قرایت آن ها را از مساله واحد منعکس کند و از تعصب و پیش داوری نسبت به این دیدگاه و تحمیل دیدگاه شخصی خویش به آن ها پرهیز نماید و در عین حال از مداقه درباره آن و ارزیابی عقلانی نسبت به آن نیز غفلت ننماید. وی نخست تعریفی از مابعدالطبیعه واحد و کثیر پرداخته و سپس به تحلیل این عقیده که مابعدالطبیعه واحد و کثیر به مرحله ماقبل علمی تفکر تعلق دارد و در فلسفه جدید جایگاهی ندارد می‏‏پردازد و به این باور می‏‏رسد که در فلسفه قدیم و جدید تفکر روشنی از مساله واحد و کثیر وجود نداشته و همه اندیشه‏ها در این زمینه مبهم بوده و تعریف دقیقی از مفهوم واحد و کثیر ارایه نشده است، وی همچنین از منظری فلسفی و دینی دیدگاه‏های فلاسفه و ادیان مختلفی مانند آیین دایو، آیین بودا، دیدگاه‏های ادویته و دانته، دیدگاه اسلام و عرفان اسلامی و همچنین اندیشه فلاسفه غرب از فلسفه یونان تا عصر کنونی را در مورد اندیشه واحد و کثیر منعکس کرده و این دیدگاه‏ها را با هم مقایسه نموده است. در بخش دیگری از کتاب نویسنده به رابطه بین جهان‏شناسی (هستی‏شناسی) با مساله واحد از دیدگاه ادیان و مکاتب مختلف فلسفی پرداخته و جهان را از نظر برخی فلاسفه به منزله یک واحد در نظر گرفته که تغییردهنده خویش است و از دیدگاه برخی دیگر واحد را به مثابه امری متعالی معرفی کرده و پس از آن نسبت بین «خود» با «واحد» پرداخته و وحدت بنیادی فاعل شناسایی و متعلق شناسایی (عالم و معلوم) را از دیدگاه مکاتب فلسفی بررسی نموده است. در فصل بعدی کتاب وی به مساله شناخت و رابطه آن با عرفان پرداخته و تامل در باب عرفان را به منزله جزیی از ساختار جهان بینی دانسته و معیارهایی برای تایید ارزش معرفتی نظریه‏های مابعدالطبیعی در فلسفه‏های مختلف ارایه نموده است.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی