معرفی کتاب: کتاب روان شناسی نفوذ (هنر متقاعد نمودن دیگران) اثری است از رابرت بی. چالدینی به ترجمه گروه مترجمان با سرپرستی روح الله حمیدی مطلق و چاپ انتشارات رسا. کتاب پیش رو به شکلی ساده و داستان گونه بسیاری از مفاهیم روان شناسی اجتماعی را که زمینه ی درک و شناخت انسان و رفتارهایش و عواملی که سبب شکل گیری این رفتارها در او می شود فراهم می آورد در اختیار می گذارد. با کمک این اثر به دنبال کسب شناخت از جامعه، چگونگی تاثیرگذاری و نفوذ اجتماعی را خواهید یافت و شیوه مدیریت آن را برای بهره گیری بیش تر از مزایای آن و کاهش نقاط مخربش خواهید آموخت.

گزیده ای ازکتاب: با وجود اینکه اکثر افراد قبول دارند که افراد خوش چهره و خوش قامت در تعاملات اجتماعی موفق تر هستند اما تحقیقات اخیر نشان داده است که شاید اهمیت این عامل در تعاملات اجتماعی به اندازه کافی شناخته نشده و تاثیر مثبت این ویژگی فراتر از آنچه تصور می کنیم، است. به نظر می رسد در تعاملات اجتماعی یک واکنش ذهنی ناخودآگاه نسبت به افراد جذاب صورت می گیرد. این واکنش جزو دسته ای از واکنش های ذهنی است که دانشمندان علوم اجتماعی از آن به عنوان «اثر هاله ای» یاد می کنند. اثر هاله ای زمانی اتفاق می افتد که یک ویژگی مثبت و یا منفی فرد اثر بسیار زیادی بر روی دیگران می گذارد و باعث می شود سایر ویژگی های وی تحت الشعاع این ویژگی قرار بگیرد. تحقیقات نشان داده است که جذابیت فیزیکی دارای چنین خاصیتی است. مطالعات نشان داده است که افراد، حتی ویژگی های مثبتی همچون با استعداد بودن، مهربانی، درستی و باهوشی را به افراد دارای جذابیت های فیزیکی بیشتر از سایرین نسبت می دهند. نکته قابل تامل در تاثیر جذابیت های ظاهری و فیزیکی بر روی سایرین این است که افراد از تاثیر جذابیت ظاهری طرف مقابل بر روی قضاوت خود آگاه نیستند.

معرفی کتاب: این کتاب به جنبه‌های روانشناسی هستی‌شناسی می‌پردازد و به برخی از سؤالات فلسفی درباره مرگ، زندگی، بیماری و... از دیدگاه روانشناسی پاسخ می‌دهد. روانشناسی هستی (Ontology Psychological) شاخه‌ای از روانشناسی است که پرسش‌های بزرگ زندگی را به‌طور مستقیم مطرح می‌کند و در سال‌های اخیر رشد کرده است. این رشته روانشناسی با روانشناسی انسانی مطرح شده در آمریکا ارتباط نزدیک دارد، اما بیشتر بر مبنای فلسفه اگزیسیستانسیالیستی اروپا شکل‌ گرفته و چشم‌انداز زمینه درمانی آن در ارتباط با تئوری‌های دیگر به این صورت است که: نکته مشترک روانشناسی هستی و سایکوانالیز در توجه عمیق این دو رشته، به زندگی روانی و رشد شخصیتی انسان‌ها است، اما روانشناسی هستی به دوران کودکی تمرکز چندانی ندارد و بر شرایط موجود انسان تمرکز می‌کند. نکته مشترک روانشناسی هستی با روانشناسی شناخت و تراپی، در علاقه و توجه آن‌ها به تفکر انسان درباره جهان و شرایط بنیادی حیات و هستی است ولی روانشناسی هستی، به اراده و خواست انسان و خودمختاری او «در حق تعیین و انتخاب» سرنوشت خود تأکید فراوان دارد. روانشناس و مشاور باید از دیدگاه‌های خود شخص به حال و به تجربه و دنیای او توجه کند و برای آن اهمیت و احترام قائل شود و در مشاوره، مداوا و تدریس نیز آن را مدنظر داشته باشد. توجه به زندگی انسان در دنیای او، اساس سیستم فکری در درک اولیه از مسائل وی است، درحالی‌که استفاده از دید رایج سیستماتیکی (با روش خنثی بودن) در مشورت، یا تراپی، بی‌طرفی اعمال می‌گردد که می‌تواند حالت تکنیکی یا هدایتی داشته باشد. در روانشناسی هستی‌نگری روش گفتگو، ملاقات و همدردی از اصول عمده است. پرسش اساسی اگزیستانسیالیستی برای فرد این است که: چگونه زندگی معنا می‌یابد؟ آیا باید در جستجوی امنیت بود، با امور غیرقابل پیش‌بینی چگونه برخورد شود؟ چگونه باید انتخاب کرد تا پشیمانی به بار نیاید؟ تا چه اندازه باید، دیگران را ملاحظه کرد؟ آیا انسان می‌تواند برای ناملایمات و سختی‌ها آماده می‌شود یا از آن‌ها تکان می‌خورد و می‌لغزد؟ و میل انسان به زندگی، از کجا به‌دست می‌آید؟ این نوع پرسش‌ها اساس تقسیم‌بندی و موضوعات کتاب روانشناسی هستی را تشکیل داده و هر بخشی از آن معضل مهمی را مطرح می‌کند که اکثر انسان‌ها در طول زندگی با آن‌ها مواجه می‌شوند.

هفت بخش کتاب، توصیف معضل و واژه‌های مورد استفاده آن و سپس ذکر تئوری‌های روانشناسی مربوط است و مثال‌هایی در رابطه با جهت‌گیری انسان در آن زمینه و در نهایت امکان کمک به او برای موضع‌گیری مناسب یا تکامل فکری وی را بررسی می‌کند. نمونه‌هایی از تحقیق و مصاحبه فراگیر با بیماران سرطانی و افراد سالم دانمارکی در پس‌نوشته کتاب می‌آید، به‌علاوه مصاحبه‌های بو جاکوبسن (Bo Jacobsen) و تجربه‌اش از دوره‌های کار عملی با مراجعین را مطرح شده است.

گزیده ای ازکتاب: به نظر می‌رسد که برخی انسان‌ها هدف مشخص و تعریف شده‌ای در زندگی دارند. معنای زندگی آن‌ها برایشان روشن است و فعالیت روزمره‌شان در تطابق با آن انجام می‌گیرد. آنان می‌توانند، شانس‌های بزرگ و کوچک، فراز و نشیب یا مشکلات کم و زیادی داشته باشند، اما در خصوص اینکه برای چه روی زمین هستند و برای چه زنده‌اند، تردیدی ندارند. برخی دیگر هدف چندان روشنی در زندگی خود ندارند و نمی‌دانند که برای چه اینجا هستند، اما گاهی با معنای حیات رودررو می‌شوند. برای برخی معنای زندگی چنان محو می‌شود که حیات برایشان کاملاً بی‌معنا جلوه می‌کند.

بی‌معنایی حیات زمانی تجربه می‌شود که نخستین انتخاب در زندگی درست صورت نگرفته است، مثل فردی که حدود بیست سالگی، بدون امکان جهت‌گیری و انتخاب مستقلانه از موسسه تحصیلی بیرون آمده و در مسیری قرار گرفته است. گاهی انسان با سوگ ناگهانی و دیگر وقایع جدی زندگی می‌تواند، چنین تجربه‌ای را داشته باشد. برای برخی گاهی زندگی یا چراهای آن می‌تواند، چنان بی‌معنا جلوه کند که به خودکشی متوسل شود.

آیا امکان کمک برای کسی که زندگی را بی‌معنا می‌بیند، وجود دارد تا او بتواند معنایی پیدا کند، یا زندگی معناداری را دوباره بنا کند؟ ما اغلب با این مسئله در صحبت‌های دوستانه، اعضای خانواده، شرایط نامطلوب کاری یا فردی در خیابان برخورد می‌کنیم و اشخاص حرفه‌ای امور بهداری، اجتماعی و مربی گاهی در شرایطی قرار می‌گیرند که معنای زندگی برای آنان کم‌رنگ یا مبهم بوده و شاید به این بتوانند به دیگری در شرایط مشابه کمک کنند.

کتاب حاضر، درآمدی بر مباحث مختلف روان شناسی است. نگارنده در این کتاب، مطالب روان شناسی را با توجه به سخنان بزرگان و شعرهای شاعران بزرگ مطرح ساخته است. وی در این بررّسی اشاره ای به آثار هنری، آیات و روایات، و مطالب معنوی، مذهبی و حقوقی داشته و ارتباط آن ها را با مباحث مختلف روان شناسی مطرح کرده است. به عنوان مثال، نگارنده ضمن معرّفی داستان «بر باد رفته»، سوگند معروف اسکارلت را از مهیج ترین صحنه های داستان نامیده است. اسکارلت در میان قحطی و سختی های جنگ، برای سیر کردن خانواده اش تلاش می کند، امّا یک روز سوگند می خورد که دیگر گرسنگی نکشد. او قدرت و ثروت را به بهای از دست دادن بسیاری از چیزهای دیگر بدست آورد و به جبران افراطی دچار شد. نگارنده سوگند اسکارلت را به سوگند نسل کنونی تشبیه کرده است. به طوری که نسل ناکام معاصر، سوگند یاد کرده که محرومیت های خانوادگی گذشته خود را به هر صورت که باشد، در فرزندان خود جبران کند. به عقیده او این جبران افراطی، می تواند منجر به محبّت و تربیت غلط فرزندان و درنتیجه تباهی آن ها شود. مطالب کتاب در شانزده فصل تدوین شده است. عناوین برخی از این فصل ها عبارتند از: «یتیمی چه بیداد می کند»، «بعد چهارم زناشویی»، «توطیه علیه زن»، «خودشیفتگان»، «از ادیان عبرت گیریم»، و «رشد شخصیت».

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی