معرفی کتاب جاده بهشتیان

تاریخ کردستان در 8 سال دفاع مقدس از فراز و نشیبهایی برخوردار است که در دل آن سلسله عملیاتهای منظم سال 1366 اهمیت به سزایی دارد. از جمله عواملی که موجب شد بسیاری از مناطق کردستان پس از سالها ظلم و ستم امنیت خود را بازیابد، اقدام وسیع مهندسی جنگ جهاد سازندگی در مناطق کوهستانی کردستان بود که توانست پای بسیجیان را تا مرتفع ترین قلل- حتی در سرمای زمستان- باز کند و آنها را بر بام کردستان مستقر سازد.

بام کردستان روایتی دیگر از سنگرسازان بی‌سنگر است که نویسنده طی روزهای حضور در این عملیات به نگارش درآورده است و به مناسبت یادواره سرداران شهید جهاد سازندگی و شهدای استان تهران منتشر می‌شود.

از متن کتاب:

هنوز اثری از تسلیم در او دیده نمی‌شد. وقتی دو نفر به کمکش آمده بودند که او تصمیم خود را گرفته بود.

پاسدار برای لحظه‌ای دست قطع شده را رها کرد و یکی از عصاها را گرفت که بلند شود، اما نتوانست تعادل خود را حفظ کند. عصا را به طرفی پرت کرد و مجدداً مچ دست قطع شده خود را از زمین برداشت. دی یک لحظه گفت «یا علی» و سپس روی یک پا ایستاد.

چند بار اُفت و خیز کرد تا توانست تعادل خود را روی یک پا حفظ کند و لبخندی در چهره‌اش نقش بست. انگار سر از پا نمی‌شناخت. شاید از اینکه با یک پا و یک دست هنوز می‌توانست سر پا باشد، خوشحال بود و شاید از اینکه در آخرین لحاظت توانسته بود بر یأس و نا امیدی غلبه کند، راضی و خرسند شده بود.

با انفجار چند گلوله خمپاره در اطرافش، نگاهی به پایین قله که چند آمبولانس ایستاده بودند، انداخت و سپس همان یک پا را از زمین کند و حرکت کرد.

«جشن حنابندان» شامل دو گزارش از عملیات کربلای 5 و بیت المقدس 4 در مناطق جنوب و غرب کشور است. گزارش اول که از آذر سال 1365شروع می‏شود و تا 9 بهمن ماه همان سال ادامه دارد 127 صفحه از کتاب را در برمی‌گیرد. این گزارش با ذوق و علاقه شخصی نویسنده و در طول عملیات کربلای 5 نوشته شده است. مقطع زمانی آغاز گزارش دوم، یکم آذر سال 1366 است و تا 13 فروردین سال 1367 ادامه می‌یابد. گزارش دوم مربوط به عملیات بیت‌المقدس 4 و در مناطق غربی کشور و بخشی از خاک عراق است (از جمله حوادث مربوط به بمباران شیمیایی حلبچه)که به سفارش سید مرتضی آوینی و برای مجموعه روایت فتح نوشته شده است. نویسنده هر دو گزارش را از میان خاطرات رزمندگان لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) گردآوری کرده است. او در گزارش دوم، از میان دسته‌های مختلف، دسته ایمان را که به خط شکنی معروف بودند انتخاب کرده و کار را با آن دسته شروع کرده است. در این کتاب از نحوه برخورد رزمندگان ایرانی با اسرای عراقی و دیدار از حلبچه و ابراز انزجار و تنفر مردم عراق از صدام در سال‌های جنگ، خاطراتی جذاب و خواندنی نوشته شده است.

معرفی کتاب:جنگ را صورتی بود و سیرتی. صورت آن خون بود و آتش و باروت و باطن آن عشق و حماسه و عرفان. از این منظر اخیر بود که اکسیر خون و باروت و آتش، انسان کامل می آفرید. امروز بسیاری از سبکباران ساحل ها از آن همه موج توفنده اروند و کارون ساحل ثابت و آرامش را می بینند اما برای هر آنکه بر لوح دلش قیامت قامت غواص های کربلای 4 نقش عشق زده است، آن موج ها همه از زمزمه شور است و شیدایی و پرواز. کتاب جدید حمید حسام این بار روایت می کند از هر آنچه اتفاق افتاده در آن شب تاریک ... روایتی عجیب و شگفت انگیز از حماسه آفرینی فرزندان خمینی (ره) در دل شب؛ در آن عملیاتی که بوی خون و نعنا عطر دل انگیز شهادت را به مشام رزمندگان می رساند. روایت این اثر دقیقاً منطبق با واقعیتی است که در شامگاه چهارم دی ماه سال 65 در منطقه عملیاتی کربلای 4 اتفاق افتاد. این کتاب، روایتی است مستند که برگرفته از خاطرات بازماندگان این حماسه عاشورایی است. فرمانده گردان غواصی گردان جعفر طیار برادر جانباز کریم مطهری، جانشین گردان برادر آزاده حاج محسن جامع بزرگ، همرزم صبور و آزاده حمید تاجدوزیان و سه تن از یادگاران بازگشته از اسارت گردان غواصی لشکر انصارالحسین.

گزیده ای ازکتاب: کریم مطهری را از سال های آغاز تاسیس اطلاعات و عملیات در قصرشیرین دیده بودم. قد رشیدش او را همیشه توی چشم می آورد. کریم مطهری همبازی نوجوانی، همکلاس دبیرستانی و همرزم هماره متصل به علی چیت سازیان، در اطلاعات عملیات بود که از سال های میانی جنگ به پیشنهاد علی آقا، گردان غواصی لشکر را تاسیس کرد. و من سخت تشنه شنیدن روایت کریم مطهری از رزم عاشورایی کربلای 4 بودم. همان شبی که او 71 غواص را از جمع گردان 175 نفری اش، داخل آب برد و خودش جلوتر از بقیه سینه اروند را شکافت و به ساحل دشمن رسید. تا جایی که حنجره اش با گلوله دشمن شکافته شد. آن گلوله داغ هنوز روی تکلم او تاثیر گذاشته بود اما دلنشین و عاشقانه حرف می زد. آن شب فقط یادی از علی چیت سازیان کرد و گفت: «وقتی می خواستیم داخل آب برویم، علی آقا لب نیزارها گفت: کریم اگه به گرداب برخوردی، آب وحشی اروند رود را به فاطمه زهرا قسم بده.» همین جمله کافی بود که بغضش بشکند و اشک همه را درآورد و من جرقه نگارش کتاب «غواص ها بوی نعنا می دهند» در ذهنم زده شود. همان سال ها خط شکنی کردم، اولین کتاب را - هر چند مختصر- از رزم کربلای 4 نوشتم. سال 1397 بر آن شدم که حدیث ناگفته علمدار رشید و فرمانده زخمدار گردان غواصی جعفر طیار را کامل بشنوم و برای نسل هایی که نمی بینم، به امانت بگذارم. روایت کریم مطهری از دوران کودکی اش تا پیروزی انقلاب و آغاز جنگ و حضور جانانه و عاشقانه در همجواری نیمه گمشده اش علی چیت سازیان تا رزم های آبی.

معرفی کتاب: کتاب عقیق، زندگی نامه داستانی سرداری است که با یک دست لشکری را فرمان می داد. این کتاب به بیان زندگی و خاطرات شهید همیشه در یاد، حاج حسین خرازی فرمانده دلاور لشکر امام حسین (ع) اصفهان می پردازد. در این کتاب خاطرات همرزمان و سخنرانی های شهید خرازی تدوین و مراحل ورود وی به جنگ و شکل گیری لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و موفقیت هایش بازگو شده است. موسسه سیما فیلم با اقتباس از این کتاب زندگی نامه شهید خرازی را به تصویر کشیده است. کتاب عقیق در سومین دوره کتاب سال دفاع مقدس، رتبه نخست را از آن خود کرد.

گزیده ای ازکتاب: عملیات والفجر مقدماتی تعیین کننده بود. دشمن در منطقه حضور فعال داشت عبور از دل رمل های جنوب و غرب بستان بزرگترین مانع به حساب می آمد. منطقه فکه با انبوهی از لشکرهای سپاه و ارتش مواجه شد. حسین تعدادی از فرماندهان لشکر را فرخواند. عملیات که شروع شد، لشکره در وهله اول با مشکل روبرو شدند. حسین نگران عملیات بود که پشت بی سیم خبر شهادت حبیب اللهی را به او دادند به حبیب اللهی عشق می روزید. خواست لشکر فرماندهان را ترک کند. ردانی پور بلند شد که مانعش شود.حسین گفت:- میدانی حبیب اللهی را از دست دادن یعنی چه؟ ردانی پور با حالتی جدی گفت:- شما فرمانده لشکر نیستید یک سپاه در اختیار شماست.- من سپاه را هم در خط مقدم فرماندهی خواهم کرد.ردانی پور ساکت شد. گذاشت که حسین برود. حسین گفت که با تانک خواهد رفت برای عبور از آن منطقه تانک بهتر عمل می کرد. طولی نکشید که تانکی را آماده کردند. حسین سوار بر تانک به سمت خط مقدم حرکت کرد.

درباره کتاب ستاره های نبرد هوایی جلد اول احمد مهرنیا

 

اثر مصوّر حاضر، دربردارندة شرح زندگی، احوال و خاطرات خلبانان سال‌های جنگ تحمیلی است. این اثر با هدف زنده نگه داشتن نام، یاد و خاطرة دلیرمردان عرصة نیروی هوایی و پاسداشت رشادت‌های آنان

در زمان دفاع مقدس گردآوری شده است. در این مجموعه، زندگی‌نامة پنجاه خلبان، به همراه ذکر خلاصه‌ای از خاطرات و تصاویری از ایشان آمده است. خلبان «تقی آریاپور»، «محمد اسماعیل امیدی»، «سعید

باباخانیان»، «اصغر باقری»، «محمدجعفر حاج‌ هادی»، «جاوید دل‌انور»، «عباس علمی»، «جواد محمدیان»، «احمد مهرنیا» و ... از جمله افرادی هستند که ذکر آن‌ها در این مجموعه آمده است

 

نقد و بررسی اجمالی کتاب ستاره های نبرد هوایی اثر احمد مهرنیا

کتاب «ستاره‌های نبرد هوایی»، زندگی‌نامه، خاطرات و تصاویری از خلبانان سال‌های دفاع مقدس را شامل می‌شود که به کوشش امیر سرتیپ 2 خلبان«احمد مهرنیا» به چاپ رسیده است. کتاب دربرگیرنده‌ی، تصاویر و خاطرات خلبانان سال‌های جنگ ایران و عراق است. ناشر درباره‌ی کتاب آورده است:«خلبانان نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران، با کوشش خانواده بزرگ این نیرو، توانستند نقش‌ بی بدیلی در دفاع هشت ساله ایران مقابل عراق ایفا کنند و رکورد طولانی‌ترین نبرد هوایی تاریخ جنگ‌های جهان را به نام خود رقم بزنند؛ مثل حمله به مجموعه پایگاه‌های الولید(اچ-3) در غربی‌ترین نقطه خاک عراق، زدن پالایشگاه‌ها و دیگر تاسیسات نفتی در عمق خاک دشمن، حمله به بغداد برای جلوگیری از برگزاری اجلاس غیر متعدها، جابه‌جایی شش هزار نیروی رزمنده در 24 ساعت به منطقه عملیاتی و صدها مورد دیگر که فقط نیروی هوایی می‌توانست چنین کارهایی را انجام دهد. این کتاب جلد نخست از مجموعه "ستاره‌های نبرد هوایی" محسوب می‌شود که زندگینامه 50 خلبان دوران دفاع مقدس را همراه دو خاطره از آنان منتشر کرده است؛ خاطراتی از دقایقی سخت نفسگیر و هول‌آور در آستانه باریک مرگ و زندگی که تنها مردانی شیردل، توان عبور از آن دقایق را داشته‌اند. چنانچه سرتیپ دوم بازنشسته یوسف سمندریان به عنوان یکی از راویان خاطرات خود در این کتاب، به ماجرای حمله‌ای که به یک پادگان نیروی زمینی در شرق عراق داشته‌اند، اشاره می‌کند. این ماموریت با موفقیت انجام می‌شود، اما سمندریان لیدر گروه را گم می‌کند و در ارتفاع پایین خود را به ایران می‌رساند؛ بعد ناگهان متوجه می‌شود که آمپر بنزین در وضع بحرانی قرار دارد. لحظاتی بسیار دشوار سپری می‌شود تا او به فرودگاه می‌رسد و تقاضای نشستن فوری می‌کند. ولی موتور اول درست در لحظه ﺗﻤﺎﺱ ﭼﺮﺥﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﻧﺪ خاموش می‌شود. ﺩﻭﻣﻴﻦ ﻣﻮﺗﻮﺭ هم ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺳﻮﺧﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺑﺎﻧﺪ ﺧﺎﻣﻮﺵ شده و هواپیما می‌ایستد. بدین ترتیب آن لحظات لبریز از استرس به پایان می‌رسد. بنا به گفته نویسنده کتاب، این اثر با هدف زنده نگه داشتن نام، یاد و خاطره دلیرمردان عرصه نیروی هوایی و پاسداشت رشادت‌های آنان در زمان دفاع مقدس گردآوری شده است."ستاره‌های نبرد هوایی"، ویرایش ادبی پاکیزه و دقیقی دارد که خوانش آن را آسوده و روان می‌سازد.»

 

محمدعلی معصومیان در ۳ خرداد ۱۳۴۴ در روستای بیشه‌سر از توابع بابل به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان «بهشت آیین» زادگاهش به پایان رساند و در مدرسهٔ راهنمایی روستای «آغوزبن» ادامه‌تحصیل داد. محمدعلی در این دوران که مصادف با پیروزی انقلاب بود، نتوانست مقطع راهنمایی را به پایان برساند؛ امّا بعدها در جبهه، تا سوم راهنمایی ادامه‌تحصیل داد. در همین زمان، مدّتی را نیز در حوزهٔ علمیهٔ خاتم‌الانبیای بابل تحصیل کرد. وی پس از شرکت در عملیات قدس ۱، قدس ۲، و والفجر ۸ به عنوان غواص، در عملیات صاحب‌الزّمان (عج) مجروح شد و بالاخره در ۴ دی‌ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ که بار دیگر سمت غواصی را عهده‌دار بود، بعد از رزم بسیار سنگین و رشادت تحسین‌برانگیز، و عبور از جزیره ام الرصاص در «جزیرهٔ ام‌البابی» به شهادت رسید. رشادتی که به گفتهٔ خودش «در این عملیات ملایک را به حیرت واداشت.» پیکر او پس از یازده سال در گلزار شهدای بیشه‌سر به خاک سپرده شد.

معرفی کتاب: کتاب خط فکه یادداشت های سید محمد شکری است. اکنون سید محمد شکری شهید شده است و یادداشت ها، اوست که منتشر شده و یاد او را زنده نگه می دارد. سید محمد دومین شهید خانواده شکری است قبل از او برادرش سید علی هم شهید شده بود. سید محمد دانشجوی رشته پزشکی بوده، درس را رها می کند و به جبهه می رود و در جبهه آموخته هایش را پیاده می کند و به کار امدادرسانی مجروحین می پردازد. یادداشت های سید محمد شامل: مأموریتش در فاو، رفتن به خط فکه، در مورد گردان عباس و اعصای آن گردان و مأموریت در مهران و جبهه شلمچه می شود. او لحظه به لحظه دقیقه به دقیقه خاطرات خود را حالات خود و رزمندگان را قبل از عملیات و بعد از عملیات، مناجات های خود و همرزمانش، وصیت نامه نوشتن شهیدان قبل از عملیات ها، پرپر شدن شهیدان امداد رسانی اش در جبهه را نوشته است. در آخر کتاب هم وصیت نامه ای که قبل از شهادتش نوشته بود آمده است. بخشی از تقریظ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) بر این کتاب: این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است. این حرف ها برای مردم دنیای مادی و ظلمانی قابل فهم و درک نیست، اگرچه سراسر هشت سال دفاع مقدس از آن پراست. نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن می افزاید ...

گزیده ای ازکتاب: دایره خورشید، گاهی آن قدر خودش را کوچک می کند که می توان آن را در کنج یک دل پیدا کرد و ستاره ها هم، که آویز قلب های مرصّع می شوند. خیلی بودند آدم هایی که پوسته زمین را انداختند و مثل بلدها پا در راه های آسمان گذاشتند و جبهه پر بود از این بلدهای عاشق. این کتاب به نام یکی از همین آسمان رفته هاست. سید محمد شکری، اگر به جنس نوشته های او دست بزنید، آفتاب را در کنج دلش خواهید یافت و ستاره ها را هم.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی