تبیین تحولات سیاسی ـ نظامی جنگ ایران و عراق برای توضیح علل و چگونگی وقوع رخدادهای جنگ، از زمان جنگ آغاز شد و پس از آن نیز ادامه یافت. در این روند، برخی از حوادث و عوامل، زمینه های شکل گیری رویکردهای جدید را در مواجهه با موضوع و مسایل جنگ فراهم ساخت. ملاحظات سیاسی مختلف همراه با حضور نسل جدید در جامعه ی ایران و طرح مطالبات و نگرش های جدید سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، نگرش متفاوتی را در خصوص مسایل اساسی و بنیادین اجتماعی، سیاسی و اعتقادی از جمله نتایج و دستاوردهای جنگ ایران و عراق ایجاد کرد. کتاب حاضر جلد پنجم از مجموعه ی نقد و بررسی جنگ ایران و عراق است. نگارنده در این مجلد نخست گزینه های مطرح در مقاطع مختلف جنگ از جمله اجتناب پذیری یا اجتناب ناپذیری از ادامه ی جنگ و سپس علت تصمیم گیری و پیامدهای آن را بررسی می کند. از این طریق مشخص می شود که هر تصمیمی در چه شرایطی و در برابر چه گزینه ای اتخاذ شده است. در بخش دیگری از کتاب نیز تجربیات حاصل از جنگ و تاثیر آن بر مدیریت بحران های پس از جنگ ارزیابی می گردد.

معرفی کتاب: مؤلف، این کتاب را در سال 1997 میلادی (1376 شمسی) به زبان عربی تدوین و مرکز فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز این اثر را در سال 1377 ترجمه و منتشر کرد و سه سال بعد، به چاپ دوم رساند.
نویسنده، پس از بازگویی زندگی نامه اش در کتاب «ویرانی دروازه شرقی»، مطالب خود را در 5 بخش؛ «جنگ های عراق با ایران»، «بعد از جنگ با ایران»، «اشغال کویت و جنگ عراق و متحدین»، «صدام و امنیت او در عراق» و «حرکت های مردمی و مخالفان علیه صدام» تنظیم کرده است.
آشنایی با حزب بعث، تبیین علل وقوع جنگ عراق و ایران، وضعیت نیروهای دو طرف، استفاده از سلاح های شیمیایی در برابر نیروهای ایرانی، تحلیل عملیات های ایران در صحنه نبرد، کمک های خارجی به عراق در طول جنگ، ساختار حکومتی عراق، روند برکناری ها و اعدام ها در عراق، نارضایتی مردم، اهداف عراق بعد از جنگ با ایران و تشریح جنگ کویت و عراق، از جمله مباحث مطرح شده در کتاب حاضر اند.
وفیق السامرایی، در طول جنگ تحمیلی و در دستگاه اطلاعات نظامی ارتش صدام، به درجه سرلشکری و ریاست بخش ایران در استخبارات عراق، رسید. اما در روزهای پایانی سال 1994 از عراق فرار کرد.

گزیده ای ازکتاب: جنگ، وارد هشتمین سال خود شده بود و هیچ نشانه ای دال بر پایان آن به چشم نمی خورد. تدریجاً نبردها از قلمرو ایران به مناطق مرزی و از آنجا به داخل خاک عراق کشیده شده بود و کار به جایی رسیده بود که شهر و بندر فاو و شهر حلبچه و حاجی عمران در شمال و بخش هایی از اراضی شرق بصره و همچنین بخش هایی از مناطق نفت خیز مجنون (یکی از غنی ترین مناطق نفت خیز عراق) به اشغال ایرانی ها در آمده بود... ما ابتکار عمل را (در جبهه ها) از دست داده بودیم و منتظر می نشستیم تا ایرانی ها عملیات خود را انجام دهند و ما قربانی بدهیم....

معرفی کتاب: کتاب خط فکه یادداشت های سید محمد شکری است. اکنون سید محمد شکری شهید شده است و یادداشت ها، اوست که منتشر شده و یاد او را زنده نگه می دارد. سید محمد دومین شهید خانواده شکری است قبل از او برادرش سید علی هم شهید شده بود. سید محمد دانشجوی رشته پزشکی بوده، درس را رها می کند و به جبهه می رود و در جبهه آموخته هایش را پیاده می کند و به کار امدادرسانی مجروحین می پردازد. یادداشت های سید محمد شامل: مأموریتش در فاو، رفتن به خط فکه، در مورد گردان عباس و اعصای آن گردان و مأموریت در مهران و جبهه شلمچه می شود. او لحظه به لحظه دقیقه به دقیقه خاطرات خود را حالات خود و رزمندگان را قبل از عملیات و بعد از عملیات، مناجات های خود و همرزمانش، وصیت نامه نوشتن شهیدان قبل از عملیات ها، پرپر شدن شهیدان امداد رسانی اش در جبهه را نوشته است. در آخر کتاب هم وصیت نامه ای که قبل از شهادتش نوشته بود آمده است. بخشی از تقریظ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) بر این کتاب: این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است. این حرف ها برای مردم دنیای مادی و ظلمانی قابل فهم و درک نیست، اگرچه سراسر هشت سال دفاع مقدس از آن پراست. نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن می افزاید ...

گزیده ای ازکتاب: دایره خورشید، گاهی آن قدر خودش را کوچک می کند که می توان آن را در کنج یک دل پیدا کرد و ستاره ها هم، که آویز قلب های مرصّع می شوند. خیلی بودند آدم هایی که پوسته زمین را انداختند و مثل بلدها پا در راه های آسمان گذاشتند و جبهه پر بود از این بلدهای عاشق. این کتاب به نام یکی از همین آسمان رفته هاست. سید محمد شکری، اگر به جنس نوشته های او دست بزنید، آفتاب را در کنج دلش خواهید یافت و ستاره ها را هم.

این کتاب به همت جعفر شیرعلی‌نیا - محقق و پژوهشگر تاریخ جنگ - پس از تلاشی دوساله و با همکاری یک تیم 30 نفره آماده شده است.در معرفی این کتاب عنوان شده است: ««دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ» با برخورداری از 1000 عکس مستند تاریخی، 200 نقشه و 40 جدول و نمودار آماری به بازار عرضه شده و در تدوین آن از بیش از 300 منبع مکتوب و 30 مصاحبه با فرماندهان و مسؤولان جنگ بهره‌برداری شده است. 200 عکس اختصاصی نیز برای کتاب تهیه و تولید شده است. همچنین عکس‌های مختلفی در کتاب از جنگ هشت‌ساله قرار دارد که برای اولین‌بار منتشر می‌شوند. در خصوص جنگ هشت‌ساله ایران و عراق تاکنون منابع مکتوب فراوانی منتشر شده که برخی از آن‌ها با استقبال مخاطبان عام نیز مواجه شده است. اغلب این آثار مکتوب دارای تصاویر محدودی بوده‌اند که امکان بازسازی رویدادها را در ذهن مخاطب به شکل محدود فراهم کرده‌اند. در کتاب «دایرةالمعارف مصور تاریخ جنگ» به دلیل استفاده از حجم فراوان عکس، نمودار، نقشه و تصاویر گرافیکی این امکان برای مخاطب ایجاد شده تا تمامی آن‌چه را در بخش‌های متنی کتاب مطالعه می‌کند، در ذهن خود بازسازی کند.در خصوص نقشه‌های استفاده‌شده در کتاب نیز این نکته قابل ذکر است که بخش عمده‌ای از نقشه‌های به کار گرفته‌شده در کتاب‌های پیشین، نقشه‌هایی نظامی بوده که برای عموم مردم قابل فهم نبوده‌اند، اما در این کتاب حدود 200 نقشه با استناد به اطلس‌های معتبر بازآفرینی و طراحی مجدد شده که مطالعه آن برای عموم مخاطبان قابل فهم است. از دیگر ویژگی‌های دیگر این کتاب می‌توان به انتشار جدول‌های آماری اشاره کرد که به مخاطب کمک می‌کند تا برخی موضوعات مربوط به جنگ را یک‌جا ببینید و امکان مقایسه میان موضوع‌های مختلف را داشته باشید.

معرفی کتاب جاده بهشتیان

تاریخ کردستان در 8 سال دفاع مقدس از فراز و نشیبهایی برخوردار است که در دل آن سلسله عملیاتهای منظم سال 1366 اهمیت به سزایی دارد. از جمله عواملی که موجب شد بسیاری از مناطق کردستان پس از سالها ظلم و ستم امنیت خود را بازیابد، اقدام وسیع مهندسی جنگ جهاد سازندگی در مناطق کوهستانی کردستان بود که توانست پای بسیجیان را تا مرتفع ترین قلل- حتی در سرمای زمستان- باز کند و آنها را بر بام کردستان مستقر سازد.

بام کردستان روایتی دیگر از سنگرسازان بی‌سنگر است که نویسنده طی روزهای حضور در این عملیات به نگارش درآورده است و به مناسبت یادواره سرداران شهید جهاد سازندگی و شهدای استان تهران منتشر می‌شود.

از متن کتاب:

هنوز اثری از تسلیم در او دیده نمی‌شد. وقتی دو نفر به کمکش آمده بودند که او تصمیم خود را گرفته بود.

پاسدار برای لحظه‌ای دست قطع شده را رها کرد و یکی از عصاها را گرفت که بلند شود، اما نتوانست تعادل خود را حفظ کند. عصا را به طرفی پرت کرد و مجدداً مچ دست قطع شده خود را از زمین برداشت. دی یک لحظه گفت «یا علی» و سپس روی یک پا ایستاد.

چند بار اُفت و خیز کرد تا توانست تعادل خود را روی یک پا حفظ کند و لبخندی در چهره‌اش نقش بست. انگار سر از پا نمی‌شناخت. شاید از اینکه با یک پا و یک دست هنوز می‌توانست سر پا باشد، خوشحال بود و شاید از اینکه در آخرین لحاظت توانسته بود بر یأس و نا امیدی غلبه کند، راضی و خرسند شده بود.

با انفجار چند گلوله خمپاره در اطرافش، نگاهی به پایین قله که چند آمبولانس ایستاده بودند، انداخت و سپس همان یک پا را از زمین کند و حرکت کرد.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی