معرفی کتاب: کتاب خط فکه یادداشت های سید محمد شکری است. اکنون سید محمد شکری شهید شده است و یادداشت ها، اوست که منتشر شده و یاد او را زنده نگه می دارد. سید محمد دومین شهید خانواده شکری است قبل از او برادرش سید علی هم شهید شده بود. سید محمد دانشجوی رشته پزشکی بوده، درس را رها می کند و به جبهه می رود و در جبهه آموخته هایش را پیاده می کند و به کار امدادرسانی مجروحین می پردازد. یادداشت های سید محمد شامل: مأموریتش در فاو، رفتن به خط فکه، در مورد گردان عباس و اعصای آن گردان و مأموریت در مهران و جبهه شلمچه می شود. او لحظه به لحظه دقیقه به دقیقه خاطرات خود را حالات خود و رزمندگان را قبل از عملیات و بعد از عملیات، مناجات های خود و همرزمانش، وصیت نامه نوشتن شهیدان قبل از عملیات ها، پرپر شدن شهیدان امداد رسانی اش در جبهه را نوشته است. در آخر کتاب هم وصیت نامه ای که قبل از شهادتش نوشته بود آمده است. بخشی از تقریظ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) بر این کتاب: این سندی ارزشمند از اوضاع جبهه و خوی و خصلت بسیج است. این حرف ها برای مردم دنیای مادی و ظلمانی قابل فهم و درک نیست، اگرچه سراسر هشت سال دفاع مقدس از آن پراست. نگارش روان و روشن و موشکاف این نوشته بر ارزش سندی آن می افزاید ...

گزیده ای ازکتاب: دایره خورشید، گاهی آن قدر خودش را کوچک می کند که می توان آن را در کنج یک دل پیدا کرد و ستاره ها هم، که آویز قلب های مرصّع می شوند. خیلی بودند آدم هایی که پوسته زمین را انداختند و مثل بلدها پا در راه های آسمان گذاشتند و جبهه پر بود از این بلدهای عاشق. این کتاب به نام یکی از همین آسمان رفته هاست. سید محمد شکری، اگر به جنس نوشته های او دست بزنید، آفتاب را در کنج دلش خواهید یافت و ستاره ها را هم.

معرفی کتاب جاده بهشتیان

تاریخ کردستان در 8 سال دفاع مقدس از فراز و نشیبهایی برخوردار است که در دل آن سلسله عملیاتهای منظم سال 1366 اهمیت به سزایی دارد. از جمله عواملی که موجب شد بسیاری از مناطق کردستان پس از سالها ظلم و ستم امنیت خود را بازیابد، اقدام وسیع مهندسی جنگ جهاد سازندگی در مناطق کوهستانی کردستان بود که توانست پای بسیجیان را تا مرتفع ترین قلل- حتی در سرمای زمستان- باز کند و آنها را بر بام کردستان مستقر سازد.

بام کردستان روایتی دیگر از سنگرسازان بی‌سنگر است که نویسنده طی روزهای حضور در این عملیات به نگارش درآورده است و به مناسبت یادواره سرداران شهید جهاد سازندگی و شهدای استان تهران منتشر می‌شود.

از متن کتاب:

هنوز اثری از تسلیم در او دیده نمی‌شد. وقتی دو نفر به کمکش آمده بودند که او تصمیم خود را گرفته بود.

پاسدار برای لحظه‌ای دست قطع شده را رها کرد و یکی از عصاها را گرفت که بلند شود، اما نتوانست تعادل خود را حفظ کند. عصا را به طرفی پرت کرد و مجدداً مچ دست قطع شده خود را از زمین برداشت. دی یک لحظه گفت «یا علی» و سپس روی یک پا ایستاد.

چند بار اُفت و خیز کرد تا توانست تعادل خود را روی یک پا حفظ کند و لبخندی در چهره‌اش نقش بست. انگار سر از پا نمی‌شناخت. شاید از اینکه با یک پا و یک دست هنوز می‌توانست سر پا باشد، خوشحال بود و شاید از اینکه در آخرین لحاظت توانسته بود بر یأس و نا امیدی غلبه کند، راضی و خرسند شده بود.

با انفجار چند گلوله خمپاره در اطرافش، نگاهی به پایین قله که چند آمبولانس ایستاده بودند، انداخت و سپس همان یک پا را از زمین کند و حرکت کرد.

معرفی کتاب: کتاب عقیق، زندگی نامه داستانی سرداری است که با یک دست لشکری را فرمان می داد. این کتاب به بیان زندگی و خاطرات شهید همیشه در یاد، حاج حسین خرازی فرمانده دلاور لشکر امام حسین (ع) اصفهان می پردازد. در این کتاب خاطرات همرزمان و سخنرانی های شهید خرازی تدوین و مراحل ورود وی به جنگ و شکل گیری لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و موفقیت هایش بازگو شده است. موسسه سیما فیلم با اقتباس از این کتاب زندگی نامه شهید خرازی را به تصویر کشیده است. کتاب عقیق در سومین دوره کتاب سال دفاع مقدس، رتبه نخست را از آن خود کرد.

گزیده ای ازکتاب: عملیات والفجر مقدماتی تعیین کننده بود. دشمن در منطقه حضور فعال داشت عبور از دل رمل های جنوب و غرب بستان بزرگترین مانع به حساب می آمد. منطقه فکه با انبوهی از لشکرهای سپاه و ارتش مواجه شد. حسین تعدادی از فرماندهان لشکر را فرخواند. عملیات که شروع شد، لشکره در وهله اول با مشکل روبرو شدند. حسین نگران عملیات بود که پشت بی سیم خبر شهادت حبیب اللهی را به او دادند به حبیب اللهی عشق می روزید. خواست لشکر فرماندهان را ترک کند. ردانی پور بلند شد که مانعش شود.حسین گفت:- میدانی حبیب اللهی را از دست دادن یعنی چه؟ ردانی پور با حالتی جدی گفت:- شما فرمانده لشکر نیستید یک سپاه در اختیار شماست.- من سپاه را هم در خط مقدم فرماندهی خواهم کرد.ردانی پور ساکت شد. گذاشت که حسین برود. حسین گفت که با تانک خواهد رفت برای عبور از آن منطقه تانک بهتر عمل می کرد. طولی نکشید که تانکی را آماده کردند. حسین سوار بر تانک به سمت خط مقدم حرکت کرد.

معرفی کتاب: ابوالحسنی از اولین بسیجیان پایگاه شهدای مسجد حجت در عظیمیه کرج بود که به سپاه پاسداران پیوست و بعد از گذراندن آموزش‌های تخصصی، مربی سلاح در پادگان باهنر شد. خیلی از بسیجی‌ها و رزمندگان کرجی در کلاس‌های رضا دوره آموزش سلاح را می‌دیدند و همگی آنها می‌دانستند که او یکی از بهترین و خبره‌ترین مربیان سلاح بود. با وجود ممنوعیت اعزام رضا به جبهه، او از هر فرصتی برای رفتن به منطقه استفاده می‌کرد و تقریباً تمام ایام مرخصی خود را در آنجا بود. شیوه رضا در آموزش نیروها، نقش‌آفرینی او در عملیات‌ها، قصه ازدواج، عاشقانه‌ها و رنج‌های همسر و نیز خاطرات مادر رضا از کودکی تا نوجوانی و البته روزهای سخت انتظار تا زمان تایید خبر شهادت، از داستان‌های خواندنی این کتاب هستند.

گزیده ای ازکتاب: رضا عرقش را پاک کرد و خشاب را جا زد. وقتی گلنگدن را می‌کشید، از آرپی‌جی‌زن پرسید: «آماده‌ای؟»
آرپی‌جی‌زن سر تکان داد. در یک لحظه هر دو از زمین بلند شدند. رضا روی دشمن رگبار بسته بود و آرپی‌جی‌زن از لابه‌لای نی‌ها، سنگر دشمن را نشانه رفته بود. یا علی گفت و شلیک کرد. خطا رفت. آرپی‌جی را از دوشش برداشت و آرام روی زمین نشست. خشاب رضا هم خالی شده بود. نشست کنار آرپی‌جی‌زن.
«بعدی حتماً به هدف می‌خوره. سریع آماده‌ش کن.»
از جایش تکان نخورد. رضا نگاهش کرد. رد خون، از یقه تا بالای شلوار خاکی‌اش کشیده شده بود. رضا اسلحه‌اش را زمین انداخت و خم شد روی سینه‌اش. نبض آرپی‌جی‌زن را گرفت. حسش نکرد. آرپی‌جی را برداشت و مسلحش کرد. یکی از بسیجی‌ها که آمده بود کنارش، گفت: «این شیلکا‌ها رو خفه‌ کنیم، کار راحت می‌شه.»

کتاب حاضر از دو بخش و چهار مقاله در موضوع فیلم های مستند و سینمای جنگ تشکیل شده است. عنوان مقاله نخست از کتاب «بررسی تاثیر تحولات اجتماعی بر ساختار روایی سینمای جنگ در ایران (۱۲۶۰ ـ ۱۳۸۰هـ.ش)» است که در آن با بهره گیری از روش اسنادی و استفاده از تکنیک تحلیل روایی و با تامل در نشانه شناسی «دوسوسور» و تقابل های دوتایی «لوی اشتراوس»، دوازده فیلم نمونه از فیلم های سینمای جنگ انتخاب و ویژگی ها و شاخص های هر یک با سایر فیلم ها مقایسه شده است. مقاله بعدی مروری است بر بازآفرژنی جنگ و مقاومت شهری در سه فیلم «کیمیا»، «سرزمین خورشید» و «دویل» که به کارگردانی «احمدرضا درویش» ساخته شده است. عنوان مقاله دیگر «خرمشهر به روایت فیلم های مستند جنگی» است که در آن نگارنده، فیلم های مستند موجود درباره هجوم دشمن و بازسازی خرمشهر را به پنج مرحله تقسیم کرده و سپس فیلم ها را براساس همان مراحل تنظیم و معرفی نموده است. در مقاله پایانی نیز نقش جهاد سازندگی در تولید فیلم های مستند جنگی تبیین گردیده است. هدف از تهیه این مقاله ها و به ویژه دو مقاله پایانی، آشنایی نسل جوان با پدیده جنگ ایران و عراق ذکر شده است.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی