لیست کتاب های شعر کودک

همه ی ما می خواهیم فرزندانمان حرف شنو باشند. وقتی فریاد می زنیم که بایست! نرو وسط خیابان ؛ توقع داریم کودکمان اطاعت کند. یا اگر به او می گوییم که برو مسواک بزن ، یا بخواب ، توقع داریم بدون هیچ حرفی این کار را انجام دهد. خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش " هر چه می گویم همان است " که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است. خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، بدون اشک و قهر ، فریاد ، کتک کاری ، یا توهین زبانی است. در این مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فرزندتان کمک می کند تا به هدف مطلوب برسید. شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز کودکی است.به خاطر داشته باشید که در سنین پیش دبستانی ، بچه ها کارهای عادی روزمره و مهارت نظم و انضباط را که لازمه ی زندگی است ، به راحتی یاد می گیرند. برای تسلیم کردن کودکان روشی کلی وجود دارد که در همه ی شرایط ، مفید است. آن را یاد بگیرید و بعد در زمینه های مختلف امتحان کنید .

معرفی کتاب: این مجموعه از 55 قسمت تشکیل شده و هر قسمت به موضوع فکر مهمی اختصاص یافته است. در حقیقت اثر حاضر با توجه به اهمیت به سزایی که تفکر و اندیشه در دین اسلام برخوردار است و با در نظر گرفتن نقش تفکر در تربیت فرزندان با 55 موضوع متنوع درباره فلسفه، منطق، اخلاق و امور اجتماعی تهیه شده و از زبان اشیا با کودکان سخن می گوید. برای این که والدین بتوانند استفاده بهینه تری از آن چه در مجموعه حاضر جای گرفته ببرند بخشی به مطالعه آن ها اختصاص داده شده تا به شکلی موثرتر و با آگاهی بیشتر در روند آموزش کودکان خود سهیم شوند.

گزیده ای ازکتاب: من چشم تو هستم. اگر من نبودم، تو نمی توانستی کوه و جنگل و دشت و دریا را تماشا کنی. اگر من نبودم تو نمی توانستی خودت را در آینه ببینی. آیا اگر من نبودم، تو می توانستی فوتبال بازی کنی؟

من گوش هستم. با من آواز قناری و بلبل و قل قل چشمه و شر شر آبشار و صدای پدر و مادر را می شنوی. اگر من نبودم این همه صدای زیبا را می شنیدی؟

من دست تو هستم. اگر من نبودم، نمی توانستی والیبال بازی کنی و کاردستی بسازی. آیا بدون من می توانستی نقاشی کنی؟

علاقه فزاینده‌ای به آموزش فلسفه به کودکان وجود دارد، مبتنی بر این باور که فلسفه نه‌تنها قدرت سخنگویی، گوش دادن، خواندن و تفکر کودک را بالا می‌برد بلکه استقلال ذهنی و روحی او را با سود رساندن به کودک، معلمش و مدرسه به‌طورکلی ارتقاء می‌دهد.

این کتاب آسان‌فهم با تبیین ملاحظات نظری و انتقادی، استفاده از فلسفه در کلاس را با نمونه‌های واقعی کار کودک به‌عنوان فیلسوف مقایسه می‌کند. بر اساس تحقیقی که توسط مؤلف در مدارس ابتدایی انجام‌شده و پیشنهادهای عملی فراوان برای معلمان این کتاب توضیح می‌دهد که کودکان از سنین پایین قادرند در فرآیند پیچیده گفتگو و بحث و کنکاش وارد شوند و استدلال می‌کند که آن‌ها باید فضا و فرصتی برای انجام چنین کاری را داشته باشند این کتاب نقطه شروع ایده آلی برای معلمان علاقه‌مند به مطرح کردن فلسفه در کلاس‌هایشان است. کتاب حاضر سرشار از ایده‌های سودمند برای برانگیختن مباحث فلسفی در کودکان است.

کتاب «کودک یعنی فیلسوف» نوشته ی جوانا هینس، سخنران ارشد بخش مطالعات آموزشی در دانشکده ی سنت مارک و سنت جان در پلایموت، همانگونه که از نام آن نیز پیداست به کودک به عنوان موجودی که ذاتاً فیلسوف است و علاقه های فلسفی و کنجکاوی و شور و اشتیاق به دانستن دارد، نگاه می کند. در کتاب، راههایی برای مشارکت هر چه بیشتر کودکان در بحث های کلاسی و شکوفا کردن استعدادهای ذاتی نهفته در کودک مطرح شده است.
بنا به نظر جوانا هینس از جمله فواید بحث های کلاسی و حضور یکایک دانش آموزان در فرآیند برنامه های کلاس و مباحث درسی این است که طی آن، اعتماد به نفس، قدرت بیان، تفکر روشن و تحلیلی در کودک افزایش می یابد و دانش آموز مقطع ابتدایی با منطق، رعایت نظم و قانون، قواعد و اصول زندگی اجتماعی و مدنی آشنا می شود.
نظر هینس این است که معلم نباید در گفت و گوهای کلاسی، نظر خود را به دانش آموزان تحمیل کند بلکه باید بکوشد جوّ کلاس به طور کلی مثبت، پیش برنده، سرشار از اعتماد و احترام نسبت به یکایک اعضا و عناصر شرکت کننده باشد.

کتاب مصوّر حاضر، داستانی است که به سبک کودکانه و برای گروه سنّی (ب) تدوین شده است. هدف از نگارش این داستان، آموزش راه و رسم زندگی و کمک به کودکان در ایجاد ارتباط با دیگران است. در این داستان آمده است: «کایو» دلش نمی خواهد از مادرش جدا شود و به مهدکودک برود امّا مادرش سرکار می رود و کایو باید در مهدکودک بماند. کایو ابتدا با مکعب ها بازی می کند امّا پسری که صاحب آن هاست، دعوایش می کند. کایو با «سارا» دوست می شود و با هم نقّاشی می کشند و پسر موحنایی نیز با دیدن صمیمت بین آن ها، می خواهد با هم بازی کنند. بالاخره کایو نحوه ارتباط با دوستانش را یاد می گیرد، به طوری که دلش نمی خواهد مهدکودک را ترک کند. پیام این داستان به مخاطبان این است که نباید از جدایی از والدینشان بترسند و یا از قرار گرفتن در محیط های عمومی، خجالت بکشند، زیرا آن ها می توانند دوستان خوبی برای خود پیدا کنند. همچنین نقش والدین و مربّی در شکل گیری این احساس یادآوری شده است.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی