لیست کتاب های سبک زندگی

این کتاب با توجه به رهنمودهای اقتصادی رهبر معظم انقلاب در سال های اخیر تالیف شده تا مسائل اساسی که مورد توجه رهبر انقلاب است از کودکی به فرزندان آموزش داده شود.
این کتاب که در 7 فصل تالیف شده است در نظر دارد تا مفاهیم اقتصادی را از منظر اسلام به کودکان آموزش دهد. حجت الاسلام حیدری ابهری که سابقه طولانی در نوشتن برای کودکان دارد این بار با این کتاب سعی کرده مفاهیم اقتصادی از منظر اسلام را برای خوانندگان خود که متشکل از مربیان، والدین و ... را با زبانی متناسب کودکان بیان کند.
«پول»، «کسب و کار»، «خرید و فروش»، «اسراف و صرفه جویی»، «کمک به فقیران»، «پرسش های گوناگون» و «زنگ ضرب المثل ها» عناوین فصل های هفت گانه این کتاب است.نویسنده در هر فصل مرتبط با آن فصل سوالاتی را طرح کرده و پاسخ های آنها را عنوان کرده است. نویسنده در فصل پایانی سعی کرده ضرب المثل هایی را که مرتبط با مسئله پول و امور مالی است را نیز طرح کند تا فرهنگ غنی ادبی را نیز به خواننده خود منتقل کند.
این اثر که به آموزش سبک زندگی اسلامی در مسائل مالی می پردازد به سوالات گوناگون در این حوزه پاسخ می دهد و در کنار پاسخگویی به این سوالات برخی اطلاعات جذاب را نیز به خواننده ارائه می کند تا خواندن این کتاب برایش جذاب باشد.

سبک زندگی و مهارت زندگی دو واژه پر تکرار در دنیای جدید هستند. سبک زندگی در حوزه مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها و الگوهای کنش هر فرد اطلاق می شود که معطوف به ابعاد هنجاری و زندگی اجتماعی اوست و نشان دهنده کم وکیف نظام باورها و کُنش های فرد است. در این کتاب به بیان اصول مهم سبک زندگی اسلامی پرداخته می شود و پاره ای از مهارت های مهم برای سامان دادن به زندگی دین مدارانه تبیین می گردد.

این کتاب مهارت های دستیابی به سبک زندگی اسلامی را پیش کش کسانی کرده است که خط روشن خوشبختی حقیقی را پیشه ی خویش ساخته اند. کتاب حاضر در دو بخش تنظیم شده است: بخش اول به بیان اصول مهم سبک زندگی اسلامی می پردازد و بخش دوم به تبیین پاره ای از مهارت های مهم برای سامان دادن به زندگی دین مدارانه اختصاص یافته است. چه خوب است که جاده ی زندگی به سوی خوشبختی و رضایت مندی، پر از خط های سفید ممتدی است که دورزدن را ممنوع می کند و همه ی اعضای خانواده همواره در جاده ای که از ابتدا تا انتهایش سفیدی و نور جریان دارد، حرکت می کنند. زندگی های شیرین، پُر از گل های خوش رنگ و لعاب و چشم نوازی است که مثل قالی اصیل و گران بهایی همزمان از آن بوی زحمت و لذت به مشام می رسد؛ تابلو فرشی که هر تار و پودش استحکام بخش است و زیبایی آفرین. زندگی آنگاه کمال بخش است که یک خط سفید ممتد به سوی تعالی باشد تا در پرتو آن همه ی اعضای خانواده سبک زندگی خداپسندانه را در آن مشق کنند.

معرفی کتاب: شروع این کتاب شما را غافل‌گیر می‌کند. به محض این که کتاب را باز کردید، یک راست می‌روید سر اصل مطلب، آن هم بدون هیچ حرف و حدیث اضافه‌ای. مارک فیشر از همان ابتدای کتاب، شما را با حکایت‌های جالب و خواندنی همراه می‌کند. حکایت‌هایی که در کنار هم بدنه‌ی یک داستان طولانی را تشکیل می‌دهند. این حکایت‌ها فقط برای سرگرمی نیستند؛ او توانسته با هوش‌مندی و خلاقیت زیادی که دارد، تمام حرف‌های‌اش را در دل همین حکایت‌ها بگنجاند. استفاده از تمثیل و زنده کردن نمونه‌هایی از آموزه‌های ثروتمند شدن، باعث تاثیرگذاری عمیق‌تر این مطالب در مخاطب می‌شود. دیگر نیازی به خواندن چندین باره و تمرین و تکرار نیست. همان یک بار خواندن این داستان‌ کافی است تا پیام نویسنده به سرعت در ذهن‌تان حک شود و با یادآوری شخصیت‌ها و اتفاقات، دیگر آن را از یاد نبرید.

گزیده ای ازکتاب: نیم ساعت، فقط نیم ساعت کل زمانی بود که مرد جوان در اختیار داشت تا ناهارش را در اتاق نقلی‌اش -که ضمنا اتاق شخصی‌اش هم محسوب می‌شد- بخورد. جایی که بر اثر شلوغی و تراکم خرت‌وپرت‌ها، کوچک‌تر و تنگ‌تر شده بود. او معمولا غذایش را که ساندویچ یا تکه‌ای پیتزا بود دو لقمه یکی و سراسیمه فرو می‌داد تا بقیه‌ی وقتش را صرف کار مورد علاقه‌اش یعنی مطالعه کند.
کتاب پیرمرد و دریا را با دست‌های سیاه و روغنی‌اش برداشت. از وقتی فهمیده بود ارنست همینگوی نویسنده‌ی محبوبش صفحه‌ی اول این رمان را پنجاه و هفت بار نوشته، حسابی مریدش شده بود. خودش هم دلش می‌خواست نویسنده شود. حتی اولین فصل رمانش را هم بیست باری بازنویسی کرده بود، ولی هیچ وقت مثل بت محبوبش نه مشهور شده بود و نه توانسته بود ثروتی به هم بزند. بنابراین چه فایده‌ای داشت که رمانش را تمام و ناشری برایش پیدا کند!
وانگهی بعد از این در و آن در زدن‌های بیهوده و دود شدن ۲۵ هزار دلار اهداییِ میلیونر، دست از پا درازتر تصمیم گرفته بود بیاید و در پمپ بنزین ناپدری‌اش مشغول کار شود. این مرد شوهر دوم مادرش بود. اوایل به خودش می‌گفت این کار موقتی و فقط برای چند هفته است، نهایتا، چند ماه. ولی همین طور که دست‌دست می‌کرد و به انتظار بود شغل دیگری پیدا کند، حسابی درگیر این کار و در آن حل شد... البته از یک نظر خوب بود، چون نزد مادرش برگشته بود که در خانه‌ی کوچک پشت پمپ بنزین زندگی می‌کرد.
آوای گوشنواز پوچینی با «ای پدر عزیزم» در فضای اتاق پیچیده بود. او عاشق اپرا بود و هر وقت فرصتی پیدا می‌کرد به آن گوش می‌داد. یعنی در واقع هر موقع که ناپدری‌اش آن دور و برها نبود، چون حسابی مزاحمش می‌شد و تحقیرش می‌کرد.
مرد جوان همان طور که کتابش را می‌خواند، تمرکزش را از دست داد و یکباره به فکر فرو رفت که چطور شد کارش به اینجا کشید!

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی