لیست کتاب های نامه

یک بخش از رویکرد من به شاهنامه تبدیل داستان (story) به تاریخ (history) یا دست کم یافتن ربطی بین آن دو نفر بوده است. کوروش در سال 530 پیش از میلاد از آمودریا گذشت و به جنگ سکاها رفت. پسر ملکه سکاها کشته شد. خود کوروش نیز پس از سه روز از زخمی که خورده بود در گذشت. این حادثه به نحوی یادآور مرگ اسفندیار در جنگ با رستم سکایی است. آتوسا بزرگ‌ترین دختر کوروش همسر داریوش و مادر خشایار بود که زندگی گشتاسب و اسفندیار را به یاد می‌آورد. همسر دیگر داریوش آرتیستونه نیز دختر کوروش بود. تالیف این کتاب برای من ادای دینی به فردوسی بزرگ بود که بخشی از عمرم را که در تنهایی و یاس می‌گذشت با دنیای شاد و پر غرور او گذراندم. من دیگر چندان امیدی به مردم عادی ندارم و امیدم فقط این است که حداقل دانشجویان ادبیات، دنیای شاهنامه را بشناسند. دنیایی را که در آن هنوز گودرز و طوماس و رستم و رهام و سیاوش و کیخسرو و بهرام گور و بهرام چوبینه و خسرو پرویز زنده‌اند و دارند در شکوه خود زندگی می‌کنند. اما اگر دریابند که ما حضور آنان را احساس نمی‌کنیم، آنان را فراموش کرده‌ایم و دیگر نمی‌بینم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ نه، هرگز! باید سیاوش را برای همیشه به یاد داشت و گذاشت که به خواب‌های ما هم بیاید و نوید پیروزی دهد.

توضیحات

طوطی نامه مجموعه‌ای مشهور از داستان‌های مختلف به زبان فارسی است و جواهرالاسمار و چهل طوطی روایت‌های دیگری از همین مجموعه است. اصل این داستان‌ها به زبان سانسکریت «شوکه سپتتی» یعنی هفتاد طوطی است.
از طوطی نامه دو روایت به زبان سانسکریت در دست است. این دو روایت اختلاف‌های بسیار دارند، ولی 52 داستان در هر دو مجموعه مشترک است.

روزی بود و روزگاری. در جنگلی دور، طوطی عاقل و دانایی با جوجه هایش بالای
درختی زندگی می کردند. طوطی قصه ی ما، هر روز چرخی در جنگل می زد و برای
جوجه هایش غذا پیدا می کرد.
از قضا، زیر آن درخت، روباهی لانه ساخته بود و با بچه هایش در آن زندگی می کردند.
خیلی زود جوجه طوطی ها با بچه روباه ها دوست شدند. هر روز با هم بازی
می کردند و از سر و کول هم بالا می رفتند.
طوطی عاقل ما از این که می دید جوجه هایش با بچه روباه ها بازی می کنند،
خیلی نگران بود و می ترسید. این بود که یک شب جوجه ها را دور خودش جمع
کرد و گفت: «از فردا بازی با بچه روباه ها قدغن است...

نامه های ایرانی نوعی رمان مکاتبه ای است. ازبک و ریکا، دو بزرگ زادۀ ثروتمند ایرانی به فرانسه می روند تا با تمدن اروپایی آشنا شوند و این دو در نامه هایی که به دوستان و آشنایان خود می نویسند، اوضاع و احوال فرانسه و فساد و تباهی دستگاه حکومتی این کشور را شرح می دهند. ازبک در بعضی از نامه هایی که به زنان و خواجه های حرمسرای خود می نویسد، از زندگی زنان مشرق زمین و گاه اوضاع سیاسی و اجتماعی آن سامان سخن می گوید و جمعا این نامه ها تابلوی بزرگی از اوضاع زمانه و روزگار چندین کشور (ایران و فرانسه و ترکیه و روسیه) را در مقابل خواننده می گذارد. این رمان که بی نام نویسنده چاپ شده و حتی نام ناشر و محل چاپ کتاب جعل شده بود، پس از انتشار هزاران نسخۀ آن سرانجام مشخص شد که مونتسکیو نویسندۀ آن بوده است. کتاب حاضر اثر مونتسکیو حاوی ۱۶۱ نامه است که بین دو شخصیت داستان یعنی ازبک و ریکا نگاشته شده است. بعضی از این نامه ها مانند مقالۀ کوتاهی است دربارۀ فلسفه یا یک مسالۀ اجتماعی و بعضی دیگر به روایت افسانه های باستانی اختصاص یافته است. گاهی وقایع روز فرانسه در دوران نیابت سلطنت و پیش از آن به نقد گذاشته می شود. بسیاری از نامه ها به خصوص در آغاز و پایان کتاب، بیش تر در باب مسایل و کشمکش های حرمسرا است.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی