لیست کتاب های متوسطه دوم

معرفی کتاب: نویسنده در کتاب پیش رو به شرح جنگ جهانی دوم از آغاز تا پایان، سیر نبردهای آن، جنایات، فرماندهان و تسلیحات مورد استفاده در این جنگ گسترده و وحشیانه ی جهانی میان متحدین و متفقین همراه با ارائه تصاویر واقعی می پردازد.جنگ جهانی دوم نه تنها خون بارترین جنگ تاریخ بشر محسوب می شود، بلکه نخستین جنگی است که در آن سه ایدیولوژی سرمایه داری، کمونیستی و ناسیونالیستی افراطی با یکدیگر وارد آوردگاه جنگ شدند. همچنین تنفر نژادی و استفاده از تکنولوژی های مخرب از دیگر خصوصیات این جنگ بی مانند بود. کتاب حاضر تلاش دارد تا به سیر نبردها و نیز فرماندهان مشهور و تسلیحات مدرن و جنایات جنگی و ... بپردازد.

گزیده ای ازکتاب: با حمله ارتش یکم زرهی فرانسه به نیروهای درحال پیشروی آلمانی در نزدیک هانوت طی مدت دو روز در بلژیک نبرد تانک ها آغاز شد. این نبرد تا آن روز بزرگ ترین نبرد زرهی تاریخ محسوب می شد و تا زمان نبرد کورسک همچنان بزرگترین نبرد تانک محسوب می گردید. در این نبرد طرفین متحمل تلفات و خسارات زیادی شدند که در نتیجه آن ارتش فرانسه در مجموع 121 تانک و ارتش آلمان 160 تانک را از دست دادند. در این نبرد ارتش فرانسه به یک پیروزی تاکتیکی دست یافت؛ اما نتیجه نبرد به سود ارتش آلمان بود، زیرا در جریان این نبرد، واحدهای زرهی فرانسه در شمال مشغول نبرد با آلمان ها شدند و آلمان ها با آسودگی بیشتر در جنوب، جبهه سدان را شکافتند.

 «سودوکو» واژه ای ژاپنی به معنای اعداد بی تکرار است و به جدول اعدادی گفته می شود که امروزه یکی از سرگرمی های رایج در کشورهای مختلف جهان به شمار می آید. در سال 2005 این سرگرمی به محبوبیت جهانی دست یاقت و نخستین مسابقه ی ملی آن در سال 2008 در آمریکا برگزار شد. این بازی که در نمایشگاه بین المللی بازی و سرگرمی آلمان، به عنوان محبوب ترین و پر طرفدارترین بازی شناخته شده، دارای قانونی بسیار ساده و روشن است. نوع متداول سودوکو در واقع نوعی جدول است که از 9 ستون عمودی و 9 ستون افقی تشکیل شده و البته کل جدول هم به 9 جدول کوچکتر تقسیم می شود. بازیکن باید اعداد 1 تا 9 را در هر یک از جدول های کوچک تر، بدون تکرار بنویسد؛ به صورتی که در هر ستون بزرگ تر افقی یا عمودی هیچ عددی تکرار نشود. همیشه به عنوان راهنمایی، چند عدد در جدول از قبل مشخص می شود تا بازیکن بقیه اعداد را پیدا کند. با وجود این که امروزه، جدول های سودوکوی مختلفی با ساختارهای جدید و پیچیده ابداه شده است که هریک دارای جذابیت و ویژگی های منحصر به فرد است، به طور کلی این بازی، از آسان به دشوار دارای تقسیم بندی هایی است

معرفی کتاب: در جلد دوم از رمان بینوایان، داستان از جایی ادامه پیدا می کند که «داریوش»، نوه آقای «ژیو نورمان»، پس از بگومگو با پدربزرگش، خانه او را ترک می کند. نورمان از همان آغاز با ازدواج دختر و دامادش مخالف بوده و هرگز اجازه نداده دامادش ماریوس را ببیند. مشکلات ماریوس، دانشجوی انقلابی وقتی بیش تر می شود که به کوزت علاقه مند شده و سرنوشت هر دوی آنها تغییر می کند.

ویکتور هوگو درباره‌ی رمان بینوایان گفته است: «این کتاب که خواننده را در کلیات و جزئیات به این‌سو و آن‌سو می‌برد یک فرآیند از شر به خیر، از بی‌عدالتی به عدالت از بطلان به حقیقت، از شب به روز، از فساد به زندگی، از حیوانیت به وظیفه، از جهنم به بهشت و از هیچ به خداست...»

گزیده ای ازکتاب: ماریوس نوه‌ی آقای ژیونورمان پس از بگومگو با پدربزرگش، که از ناپلئون و انقلاب کبیر فرانسه نفرت دارد، خانه‌ی او را ترک می‌کند. نورمان از همان آغاز با ازدواج دختر و دامادش مخالف بوده و اجازه نداده دامادش ماریوس را ببیند. مشکلات ماریوس دانشجوی انقلابی، وقتی بیش‌تر می‌شود که دل به کوزت زیبا می‌بازد.

قبل از این که صدایی به گوش نگهبان که در سلول نرده داری که درش به خوابگاه باز می‌شد خوابیده بود، برسد، دیوار سوراخ شده بود و آن دو از لوله‌ی دودکش بالا رفته و نرده‌های دهانه‌ی دودکش را با زور کنده و روی شیروانی بودند. در آن لحظه باد و باران شدیدتر شده بود و شیروانی لیز بود.

ژرفنایی به پهنای شش قدم و به عمق هشتاد قدم آن‌ها را از دیوار دور زندان جدا می‌کرد و ته این ژرفنا تفنگ نگهبان در تاریکی برق می‌زد. آن‌ها یک سر طنابی را که بروژن در زندان انفرادی بافته بود به میله‌های آهنی که تازه یک سرشان را کنده بودند گره زدند و سر دیگر آن را به آن‌طرف دیوار بیرونی انداختند. بعد جستی زدند و از روی ژرفنا به‌طرف دیوار دیگر پریدند، به هره‌های دیوار چسبیدند، از روی دیوار گذشتند و از طناب سر خوردند و روی بام گرمابه‌ی زندان پریدند. بعد طناب را کشیدند و توی حیاط گرمایه پریدند و از آن گذشتند. دریچه‌ی دربان را هم هل دادند و باز کردند و بالاخره با کشیدن طناب در کالسکه رو در کنار دریچه، در باز شد و به‌زودی در خیابان بودند. از زمانی که در تاریکی از روی تخت بلند شده بودند تا وقتی‌که به خیابان رسیده بودند، بیش‌تر از سه‌ربع طول نکشیده بود اما وقتی طناب را می‌کشیدند، طناب پاره شده بود و تکه‌ای از آن جلو دودکش بالی شیروانی باقی‌مانده بود. آن‌ها آسیبی ندیده بودند فقط تقریباً تمام پوست دست‌هایشان کنده‌شده بود. چند لحظه بعد هم به بابه و مونپارناس که در اطراف زندان پرسه می‌زدند، ملحق شدند.

معرفی کتاب: جنگ جهانی دوم در حالی ادامه یافت که متفقین با نادیده گرفتن اعلام بی‌طرفی ایران وارد کشور شدند و حضور آنها منجر به گسترش ناامنی دامن زد و شمار زیادی از شهروندان ایران جان سپردند. ایران که به عنوان کشوری بی‌طرف از تاثیرات تلخ جنگ بی‌نصیب نماند. اما در کشورهای درگیر جنگ بلا و مصیبت بیشتر بود. اما ایران با وجود مشکلاتی که درگیر آن بود از پذیرفتن برخی آسیب‌دیدگان جنگ نظیر آوارگان لهستانی دریغ نکرد.

گزیده ای ازکتاب: به آوارگان جنگ پرداخته شده است و روایتی از لهستانی‌ها جنگ‌زده در ایران به دست می‌دهد.درباره ورود آوارگان لهستانی به ایران آمده است:«تلفات بالای ارتش سرخ از یک سو و فشار ارتش آلمان از دیگر سو موجب شد تا استالین پس از مذاکره با مقامات انگلیسی و امریکایی دستور آزادی باقی‌مانده اسرای لهستانی را صادر نماید. براساس توافق استالین با قدرت‌های غربی، اتحاد شوروی تعداد زیادی از افسران باقی مانده لهستانی را در قالب ارتشی جدید تحت هدایت ژنرال ولادیسلاو آندرس سازمان‌‌دهی نمود اجازه داد تا این ارتش به همراه اسرای غیرنظامی از اتحاد شوروی خارج شده و وارد خاک ایرن شود. این در حالی بود که ایران در اشغال نیروهای انگلیسی و روسی قرار داشت. هدف از خروج این افرد از خاک اتحاد شوروی، ورود آنان به خاورمیانه و انضمام آنان به نیروهای انگلیسی برای جنگ با قوای محور بود. نخستین گروه از مهاجرین که شامل ۲٫۹۰۰ سرباز و مهاجر لهستانی بود در مارس۱۹۴۲ با چهار کشتی روسی از طریق دریای کاسپین وارد بندر انزلی شدند. طی یک ماه بعد تعداد آنان به بیش از ۱۲ هزار نفر رسیده بود. بنا بر اسناد تاریخی این افراد از بیماری و سوء تغذیه و خستگی و فرسودگی ناشی از کار اجباری در گولاکها رنج می‌بردند؛ اما به محض ورود به ایران با کمک‌های انسانی ایرانیان و نیروهای متفقین مواجه شدند.»یکی از لهستانی‌ها آواره نوشته است:«ما سوار بر کشتی شدیم در حالی که گرسنه و رنجور بودیم. ما سرزمین سختی‌ها را ترک کردیم و این به مانند رؤیا بود. زمانی که به بندرانزلی رسیدیم، بارش باران به استقبال ما آمد. آنجا سرزمینی گرم‌تر و سرسبز با مردمانی مهربان بود…»(ص۱۵۹)  برخی از افرادی که از نزدیک شاهد ورود وضعیت آوارگان لهستانی به ایران بودند، در تشریح شرایط وخیم آنها چنین می‌نویسند:«یک عکاس ایرانی در انزلی به نام غلام رحیمی که تصاویر ورود این آورگان را ثبت نموده است، در خاطراتش می‌نویسد:«یک روز صبح وقتی که از خواب بیدار شدم شاهد کشتی‌هایی بودم که‌ آوارگانی را تخلیه می‌کردند. آنان زشت، لاغر و بیمار بودند و لباس‌هایی کهنه در بر داشتند. یکی از دوستان من که نجار بود برای قربانیان تابوت می‌ساخت. به طور میانگین روزانه ۵۰ نفر جان می‌باختند.» ادعا شده تصویر گرفته شده توسط رحیمی مستندترین اثر درخصوص مصیبت‌ آوارگان به محض ورود به ایران است؛ اما این مجموعه تصاویر هرگز به طور کامل شناسایی نشد و چاپ نگردید. غلام رحیمی در سال ۱۹۹۹ و در سن ۸۳ سالگی درگذشت؛ اما یکی از دوستانش می‌گفت که او تا آخرین روز حیاتش فراموش نکرد روزی را که از خواب برخواست و ورود آوارگان مصیبت‌دیده لهستانی را دید.

 

 

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی