لیست کتاب های همه

 معرفی کتاب: این داستان درباره دختری به اسم فرشته است که عشق پاک خود را با تقوا و خواستن از خدا به دست می‌آورد. فرشته، در طول داستان، به کمال نزدیک و نزدیکتر می‌شود. او، در جامعه امروزی ایران زندگی می‌کند و سعی می‌کند با وجود مشکلات و موانع، با سلاح عفت، حیا و حجاب به درجات بالا برسد. نعیمه اسلاملو برای نگارش این رمان زندگی ۱‍۵۰ نفر از زنان ایرانی را بررسی کرده و با زنان بسیاری گفتگو کرده است.

گزیده ای ازکتاب: 

با همه علاقه شدیدی که به امیر داشتم هیچ وقت فکرش را نمی‌کردم و انتظارش را نداشتم که امیر حسین علوی جدی و به قول بچه‌ها خشن آنقدر مهربان و بامحبت باشد و این قدر به من علاقه داشته باشد و با تمام وجودش به من ابراز علاقه کند.

امیر برایم بعد ها تعریف کرد وگفت :

- تو دانشکده با اینکه چهره خانم‌ها را نگاه نمی کردم و درست نمی شناختمشون ولی همیشه احساس می کردم دخترایی که که اطراف خانم افتخاری هستند با بقیه فرق می‌کنن ,چون خانم افتخاری با بقیه فرق می‌کنه. چند بار هم که پیش اومد شما سراغش رو از من گرفتین متوجه شدم که از شما دو نفر (من و مریم ) یکی‌تون چادریه , چادری بودنت برام مهم بود. خانم افتخاری هم چند بار اسم خانم حق‌جو رو جلوی من می‌آورد , نمی‌دونم شاید از اول هم برای ما نقشه داشته

توضیحات

اثری است از هولی بلک و کاساندرا کلر به ترجمه ی محیا کمالوند و چاپ انتشارات پرتقال.

پسربچه ی شیطان و بازیگوشی به نام کال مجبور به شرکت در آزمون آهنی است. برنده ی این آزمون به عنوان دانش آموز مدرسه جادوگری مجیستریوم پذیرفته می شود، اما پدر او گوشزد کرده که جادو بد و دردسرساز است و باید همه تلاشش را برای مردود شدن در این آزمون به کار گیرد. برخلاف تصور همه، کال پیروز مسابقه می شود و به مدرسه ی هیجانی و جادویی مجیستر می رود و…

گزیده ای از کتاب

کال بقیه روز نشست و با تمرکز، ماسه جابه جا کرد. به جای اینکه روش روز اولش را پیش بگیرد، هر ماسه ای را با تلاش جدا می کرد، به زحمت بلندش می کرد، با همه ی توان مغز خسته اش آن را هل می داد و سر جایش می گذاشت. آن روز کال به خودش اجازه داد آزمایش کند. او سعی کرد آرام تر به ماسه ها نزدیک شود. سعی کرد به جای اینکه ماسه ها را بلند کند، با ذهنش آن ها را بغلتاند. سعی کرد با هربار تمرکز، تعداد بیشتری ماسه را جابه جا کند. او قبلا هم این کار را کرده بود. روش او به این شکل عمل می کرد که به جای تمرکز روی سیصد دانه شن جدا از هم، چند دانه شن را شبیه یک چیز واحد، مثلا ابر ماسه ای، تصور می کرد.

 

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی