لیست کتاب های زنان و مامایی

انقلاب ایران بسیاری از محققین را برانگیخت تا از حقایق زندگی زنان ایرانی در اوایل قرن بیستم، که به شکل خاصی محدود شده بودند، پرده بردارند. این تحقیقات هم چنین شهامت زنان را در به جلو راندن تحولات و پیوستن به فعالیت های سیاسی نمایان ساخت. اگرچه شکست، خشونت و از دست دادن در هر مسیری که آنان انتخاب می کردند، بخش جدایی ناپذیری از تلاش هایشان بود، اما کوشش های آنان بی نتیجه نماند. تنها، زمان لازم بود تا تغییرات به صورت تدریجی و آهسته ولی پایدار ظهور پیدا کنند. اگر زنان ایرانی در اوایل قرن بیستم به خاطر تاسیس مدرسه برای دختران مورد ضرب و شتم و بی احترامی قرار می گرفتند و حتی زندانی می شدند، در پایان همین قرن، تحصیلات عالی برای اکثر دختران به رغم موقعیت طبقاتی شان به صورت یک آرمان درآمد. نوشتار حاضر، به گفته های ۱۵ زن ایرانی الاصل درباره جایگاهشان اختصاص یافته است. به تصریح نگارنده: «تجربیات و احساساتی که زنان در این تحقیق بیان کرده اند ورای طبقه های اجتماعی، فرهنگ ها و ملیت های مختلف است و متعلق به گروه خاصی نیست».

زنان دارای مهارت هایی هستند که می تواند به روابط انسانی و مدیریت خانواده کمک کند. آن ها این توانایی را دارند تا احساس دیگران را بدون این که آن ها سخنی بگویند یا حرکتی بکنند درک کنند و نیز حرکات دیگران را پیش بینی کرده و از بروز مشکلات، جلوگیری کنند. این عامل باعث می شود ما جهان امن تری ـ اگر تمام رهبران جهان زن بودند ـ داشته باشیم. مردها طوری مجهز شده اند تا بتوانند شکار کنند و غذا به دست بیاورند. راه خود را به سمت منزل پیدا کنند، به آتش خیره شوند و نسل جدید تولید کنند. آن ها باید برای بقا در جوامع مدرن، راه های جدیدی را پیدا کنند. کتاب حاضر کوششی است در راستای نشان دادن تفاوت میان زنان و مردان که با استناد به تحقیقات علمی، حوادث واقعی، نیز گفت وگوهای ضبط شده به نگارش درآمده است. از جمله تفاوت های زنان و مردان که در کتاب از آن ها یاد شده عبارت است از: تفاوت حس های زنان و مردان؛ تفاوت مغز زنان و مردان؛ تفاوت در صحبت کردن و گوش کردن؛ تفاوت در توانایی تجسم سه بعدی و خواندن نقشه ها؛ تفاوت در افکار و احساسات و رفتارها؛ و تفاوت جنسی.

معرفی کتاب: این کتاب دربردارنده هشت داستان کوتاه با محوریت زنانه است که قهرمانان آن از زنان زندگی فاکنر تاثیر پذیرفته اند و شش تن از آن ها انسان هایی از دست رفته اند که مورد ظلم قرار می گیرند، اقتدار خود را از دست می دهند و شجاعتشان متزلزل می شود در حالی که تنها دو زن باقی مانده تا ابد مقتدر می مانند و به عنوان مرکز دایره ی خانواده می درخشند.

گزیده ای ازکتاب: می دید دخترهایی که با آن ها بزرگ شده شوهر کرده اند و صاحب خانه و بچه شده اند ولی هیچ مردی سراغ او نیامده بود. این موضوع ادامه پیدا کرد تا فرزندان همکلاس های سابقش چند سالی خاله جان صدایش کردند و مادرهاشان با لحن معنی داری برای آن ها تعریف می کردند خاله مینی وقتی که دختر بود چقدر خاطره خواه داشت. بعد مردم شهر شاهد بودند که چگونه بعدازظهرهای یکشنبه سوار ماشین یکی از تحویلدارهای بانک می شد و به گردش می رفت. تحویلدار چهل ساله و زنش مرده بود و مجرد زندگی می کرد. مردی رشید و خوش قامت که همیشه یا بوی مغازه ی سلمانی می داد و یا بوی ویسکی. اولین ماشینی که در شهر پیدا شد مال او بود: یک اتومبیل جگری دو نفره. وقتی مینی سوار ماشین به گردش در اطراف شهر می رفت شاهد جالب ترین منظره اتومبیل رانی بودیم. بعد کم کم زمزمه ی اهالی شهر درآمد: «بیچاره مانی!» اما بعضی هم می گفتند: «بچه که نیس بابا، این قدر بزرگ هس که از خودش مواظبت کنه.» این مربوط می شود به وقتی که مینی از همکلاسی های سابقش می خواست به جای خاله جان دخترخاله جان صدایش کنند. اکنون دوازده سالی از آن موقع که افکار عمومی نسبت زناکاری به او می داد و هشت سالی از آن وقت می گذرد که تحویلدار بانک او را قال گذاشت و خود را به بانک دیگری در ممفیس منتقل کرد و فقط یک روز در تعطیلات کریسمس برای شرکت در جشن سالیانه ی باشگاه مجردها -پاتوق مخصوص شکارچی ها- به شهر می آمد. همسایه ها از پشت پرده ی اتاق هایشان عبور دسته ی این ها را تماشا می کردند و در دید و بازدیدهای کریسمس این قدری فرصت داشتند که برای مینی از تحویلدار بگویند.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی