لیست کتاب های مهندسی مکانیک

کتاب «504 کلمه مطلقا ضروری رشته مکانیک و هوافضا» را «محمد طادی» نوشته است. این کتاب به مانند فرم اصلی کتاب معروف 504 نوشته شده‌است. کتابی که یکی از منابع مهم تقویت واژگان انگلیسی است. کتاب حاضر به مانند کتاب 504 برای زبان عمومی، یکی از جامع‌ترین مراجع زبان تخصصی ارشد و دکتری در رشته‌ی مکانیک و هوافضا محسوب می‌شود. در بخشی از پیشگفتار آمده است: «کتاب پیش روی شما در بخش اول شامل 504 واژه‌ی پرکاربرد انتشارات بارونز است. در بخش دوم 504 واژه از پرکاربردترین و مهم‌ترین واژگان رشته‌ی مکانیک و هوافضا آمده است که نه تنها منبع کارشناسی ارشد و دکتری است، بلکه برای علاقه‌مندان به این رشته‌ها نیز ضروری است. واژگان کتاب با حساسیت و تحت نظر استادان باتجربه از منابع رسمی و غیررسمی و با دقت نظر و وسواس علمی انتخاب شده است. در این کتاب معانی واژه‌ها متناسب با رشته مکانیک و هوافضا نوشته شده است. تلفظ آمریکایی و انگلیسی واژه‌ها نیز در آن گنجانده شده تا دانشجو تفاوت بین این دو نوع تلفظ را بداند. برای هر واژه یک مثال و معنی آن در نظر گرفته شده است. بسیار تلاش شده که مثال‌ها کوتاه و ساده باشند تا دانشجوی مبتدی هم بتواند آن‌ها را ترجمه کند.»

بسیاری از پروژه های ساخت وساز بزرگ در جهان، به خصوص در آسیا و اقیانوسیه، جنبه بین المللی داشته و پیمانکاران اصلی و فرعی از کشورهای مختلف برای ساخت و ارایه خدمات به این پروژه ها با کارفرمایان وارد قرارداد می شوند. این قراردادها اغلب پیچیده و دارای شروط متعددی هستند که تعیین کننده حقوق، وظایف و تخصیص ریسک به هر یک از طرفین است. کتاب حاضر، راهنمایی عملی و دقیق برای کسانی است که در مذاکره و اداره قراردادهای ساخت وساز بین المللی فعالیت دارند. این کتاب در تلاش است با زبانی روشن ویژگی های این گونه قراردادها را بیان نموده و نحوه حل اختلافات آن را نیز تشریح نماید. بسیاری از نکات کتاب با ارجاع به فرم های مشهور فیدیک (FIDIC) تبیین گردیده و همچنین دو فرم قراردادی آن، یعنی کتاب های زرد و نقره ای، با نگاه دقیق تری بررسی شده اند. به علاوه، در ضمیمه کتاب مراحل داوری ICC در قالب یک پرونده توضیح داده شده که برای علاقه مندان خالی از فایده نخواهد بود.

معرفی کتاب: این کتاب روایتی نو و امروزی از قصه ای کهن و قدیمی دارد، داستانی فاخر و شاهکار که فردوسی نامدار آن را خلق کرد و شایسته است که کودک و نوجوان امروز هم از آن بهره ببرد. بیژن و منیژه شخصیت هایی از شاهنامه اند که حسن زاده ماجرایشان را به شکلی مناسب تر برای نسل نو در برف و آفتاب به تصویر کشیده است.

گزیده ای ازکتاب: منیژه به خود آمد. محکم بر تخت نشست و دست هایش را بر دستگاه تخت چسباند تا لرزششان را پنهان کند. به بیژن خوش آمد گفت، اما نگفت از دیدارش چه غوغایی در دلش برپاست. روی از او گرداند، اما نگفت احساس می کند روی ماهش را پیش از این دیده و انگار سال هاست او را می شناسد. احوال بیژن را پرسید و بیژن که حالش زیر و زبر شده بود، واژه ها را گم کرد و زبانش نچرخید. از حال بیرون جهید و به گذشته چنگ زد. «من… من… برای شکار گرازهای وحشی آمده بودم و من… من… یک تنه صدتایشان را سر بریدم و شاخ از سر جدا کردم. می خواهید نشانتان بدهم؟»

منیژه با لبخندی نرم گفت: «دیدن شاخ گراز چه قیمتی دارد؟ از هنرهای دیگرتان بگویید.»

«هنر؟ کدام پهلوان را می شناسید که یک تنه، صد گراز شکار کند؟»

«آه… پس اهل جنگ و کشتارید…»

«نه… جنگ یک روی سکه ی من است. می جنگم برای زندگی، جنگجویی دلیرم، اما جنگ طلب نیستم. سینه ام را اگر بشکافید، قلبی خواهید یافت نرم تر از حریر و نازک تر از بال پروانه ها.»

دوره آثار داستایفسکی رمان‌نویسی در ادب فارسی رشته‌ای تازه است که نیاز به آشنایی با آثار بزرگ و جهانی این شکل ادبی دارد تا زمینه‌ای درست فراهم آید و تجربه‌های ملی در برابر آثار جهانی قرار گیرد، در این کوشش است که زبان رمان پدید می‌آید و ترجمه، راه‌گشای پیدایی این زبان می‌گردد. تاکنون ترجمه آثار بزرگ در بسیاری موارد صورت تفنن داشته است و کمتر مترجمی همه عمر به یک نویسنده پرداخته تا در کار آن نویسنده صاحب‌نظر شود و در حد مقدور به سبب ممارست مترجم، شیوه نگارش آن نویسنده در زبان فارسی پدید آید، خاصه این‌که بسیاری از رمان‌ها نه از زبان اصلی بلکه از ترجمه به زبان دوم به فارسی در آمده است- مانند اغلب از ترجمه به زبان دوم به فارسی درآمده است- مانند اغلب ترجمه‌های داستایفسکی که خود در مورد آثار ادبی کاریست نه چندان درست. شرکت سهامی انتشارات خوارزمی بر آن سر است که بکوشد تا رمان‌های نویسندگان بزرگ را از زبان اصلی-تا آن‌جا که ممکن است آثار هر نویسنده را بوسیله یک یا دو مترجم- به فارسی برگرداند، به این امید که هم رمان‌ها با صورتی اصیل‌تر چه از نظر صحت ترجمه و چه از نظر شیوه نگارش- به فارسی در آید و هم صاحب‌نظرانی پدید آیند که با آثار نویسنده‌ای خاص، آشنایی راستین داشته باشند.

کتاب «عشق و نفرت: ازدواج طوفانی لئو و سونیا تالستوی» نوشته‌ی «ویلیام ال. شایرر» و ترجمه‌ی «گیتی خوشدل» است. کتاب حاضر در سه بخش حکایت عاشقانه و پرفرازونشیب نویسنده‌ی فقید روسی، «لئو تالستوی» با همسرش «سونیا» را روایت می‌کند. در بخش اول اتفاقات و رویدادهای بین سال‌های ۱۸۲۸-۱۸۷۹، در بخش دوم سال‌های      ۱۸۷۹ تا ۱۹۱۰ و بخش سوم آخرین سال زندگی مشترک آن‌ها، ۱۹۱۰ آورده شده است. تولستوی در سال ۱۸۶۲ با دختری هجده ساله ازدواج کرده است که در نگارش شاهکارهای او نظیر جنگ‌وصلح و آناکارنیا حامی او بوده است. اما زندگی آن‌ها همواره در خوشی نبوده‌ است. گذشته‌ی تولستوی و معروف‌‌شدنش، همین‌طور درگیری‌ّهای او در حوزه‌ی فلسفه و... زندگی و رابطه‌ی آن‌ها را با چالش‌های جدی و حتی تلخی روبه‌رو کرد. از تولستوی و همسرش دفترچه‌هایی حاوی یادداشت‌های خصوصی‌شان به‌جای مانده، که مبنای تدوین این کتاب قرار گرفته است. تولستوی در نامه‌ای که به «چرتکوف» می‌نویسد از نگرانی انتشار دست‌نوشته‌های خود این‌طور می‌گوید: «این خاطرات بیش از حد ناخوشایند است. دردناک است که آن‌ها را اشخاصی جز خودت خوانده باشند. حتی کسی که آن‌ها را رونویسی می‌کند، چون هرچه در آن‌ها نوشته شده تحت تاثیر همان لحظه بوده است و اغلب بسیار بی‌رحمانه و غیرمنصفانه‌اند. وانگهی چون بیش‌تر درباره‌ی روابط نزدیک بوده‌اند، وقاحت دارد که آن‌ها را نوشته‌ام و از آن بدتر اینکه اجازه‌ داده‌ای جز خودت کسی آن را بخواند... حتی فکر اینکه دشمنان ممکن است از کلمات و عبارات این خاطرات ضد کسانی که از آن‌ها نام برده شده استفاده کنند خوفناک است.»

معرفی کتاب: کتاب پسری که دور دنیا را رکاب زد اثری است از الستر هامفریز به ترجمه ی لیدا هادی و چاپ انتشارات اطراف.

این اثر جلد اول از مجموعه ای سه جلدی است که سفرهای دور دنیا و ماجراجویی واقعی خود نویسنده را در قالب داستان پسری کنجکاو و ماجراجو به نام تام که تصمیم دارد با دوچرخه به کشف دنیای بزرگ خود بپردازد، روایت می کند.

جلد نخست مجموعه فوق به سفر تام به قاره بزرگ و زیبای آفریقا اختصاص یافته است.

گزیده ای ازکتاب: تام به زور سعی می کرد وقتی رئیس قبیله، کاسه ی معجون شیر و خون داغ را جلویش می گذارد، همان طور مثل قبل لبخند بزند. زیر سایه ی یک درخت خاردار آفریقایی و روی زمین سرخ گرمازده، ده جنگجوی ماسای با لباس های بلند قرمز و گوشواره های آویزان، دور تا دورش را گرفته بودند. توی دست هرکدام از جنگجوها یک نیزه ی تیز و بلند بود و همگی با چشم های آبی اش به آن ها خیره مانده بود. یک شلوارک و تی شرت آستین کوتاه تنش کرده بود که زیر آفتاب داغ برق می زدند. نگاهش را از روی مردان نیزه به دست برداشت و به کاسه ی چوبی دست ساز جلویش خیره شد.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی