لیست کتاب های فلسفه هنر

بوتیچلی، هولباین، لیوناردو، دورو و میکل آنژ نام هایی آشنایند، چنانکه شام آخر یا مجسمه داوود نیز، آثاری شناخته شده هستند. اما این هنرمندان که بودند و چرا چنین آثار شگفتی را ایجاد کردند و مخاطبان اولیه آنها این آثار را چگونه می نگریسته اند؟ در کتاب حاضر، به این پرسش و پرسش های دیگر با تامل بر هنرمندان گمنام و مشهور، حامیان و آثار هنری، در بستر تاریخی و فرهنگی اروپای رنسانی پاسخ داده شده است. اروپای رنسانس به دوره زمانی قرن های ۱۴ تا ۱۶ میلادی گفته می شود و در واقع عبارت است از جریان ها و تحولات فرهنگی و عقلی که در ایتالیا آغاز شد و در قرن ۱۵ و ۱۶ به اوج شگفتگی رسید و و ادب و هنر را حیات و جانی تازه بخشید. عنوان های فصل های کتاب عبارت اند از: رنسانس چه کسی؟ هنر چه کسی؟ نقاشی های محراب؛ روایت گری در هنر رنسانس؛ چالش طبیعت و گذشته؛ تمثال نگاری و ظهور «انسان رنسانسی»؛ آیا زنان نیز رنسانسی داشتند؟ اشیا و تصاویری برای فضاهای خانگی؛ ماجرای یک میدان: هنر و زندگی شهری در فلورانس؛ و میکل آنژ: تولد هنرمند و تاریخ هنر.

کتاب حاضر پیش درآمد یا مقدمه ای است بر پاره ای متون اصلی و مسایل محوری در فلسفه ی تحلیلی هنر. فلسفه ی تحلیلی هنر کشف و بررسی مفاهیمی است که آفرینش هنری و اندیشیدن در باب هنر را ممکن می سازد. پاره ای از این مفاهیم بدین قرارند: خود مفهوم هنر، و مفاهیم بازنمایی، بیان هنری، شکل (فرم) هنری، و زیبایی شناسی. افزون بر آن مفاهیم دیگری نیز وجود دارد که ممکن است فیلسوف بدان نظر کند، از قبیل تفسیر، جعل در آثار هنری، خلاقیت و ارزش هنری. در چهار فصل نخست کتاب نظریه های مختلف هنری بازگو شده است. به عبارت دیگر تخیل ها یا تعریف های ماهوی (ضروری) هنر بر مبنای شروط لازم و کافی عرضه شده اند. این نظریه ها عبارت اند از: نظریه های بازنمودی هنر، نظریه های بیان گرایی هنر، نظریه های صورت گرا (فرمالیستی)... فصل پنجم به این مساله اختصاص دارد که چگونه می توان آثار پیشنهادی را در شمار آثار هنری شناسایی یا طبقه بندی کرد. بنابراین بحث در آغاز با تعریف هنر آغاز می شود. کتاب با دیدی نقادانه نگاشته شده با این اعتقاد که از طریق نقادی دانش و فهم آدمی پیش برده می شود.

راهنمای حاضر به همراه تصاویری از آثار شاخص هنر باروک، به معرفی این هنر و بررسی سبک آن در سه بخش معماری، نقاشی و مجسمه سازی ـ در قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم ـ اختصاص یافته است. گفتنی است واژه ی باروک ظاهرا از واژه ی barocco به معنای یک مروارید با شکل نامتعارف یا از اصطلاح baroco یعنی یک قیاس منطقی پیچیده، برگرفته شده است. بنابراین، آن چه تحت عنوان باروک قرار می گیرد، آمیزه ای از بی نظمی و پیچیدگی ابهام آمیز است. کسی که در نهایت، مردم را ترغیب کرد تا سبک باروک را به عنوان جریانی مثبت به حساب آورند، هاینریش ولفلین بود. باروک اکنون به عنوان سبکی در طول قرن هفدهم و بخشی از قرن هجدهم بر هنر اروپا حکمفرما بوده، پذیرفته شده است. برخی از مشخصه های اصلی این سبک، عبارت است از: ایجاد جذابیت هم برای عاطفه هم برای عقل، علاقه به جلوه های فضاسازی و نورپردازی نمایشی و استفاده از صورت های مختلف هنر به شکل ترکیبی. برخی از آثاری که به سبک باروک خلق شده و در کتاب از آن ها یاد شده عبارت است از: ترسیم چهره ی آگوستینو پالا ویسینی (۱۶۲۱)، طرح اولیه برای مقبره ی دوک بوفر (۱۶۶۹) به وسیله ی جان لرنستوبرنین، بنای کلیسای سنت آندره آ الکورینال به وسیله ی جان لرنتسوبرنین، نقاشی های کاخ بوین رتیرو در مادرید، گنبد کلیسای سانت ایوودلا، گنبد کلیسای سنت لورنتسو، کلیسای سن پیتر در رم، میدان سن پیتررم، تصویر ستایش مراسم عشای ربانی در خزانه ی صومعه ی اسکوریال مادرید، و تصویری از مریم عذرا در خزانه ی کلیسای جامع گرانادا.

عالم پررمز و راز هنر معماری اسلامی، در دویست سال گذشته، توجهات و تتبعات وسیع مستشرقان و اسلام شناسان غرب و شرق را برانگیخته است؛ تحقیقاتی که گاه به کشف مبانی حکمی و رازورانه این هنر، و گاه به نفی هویت هنری این دین انجامیده است. بنابراین، ضرورت بازنگری عمیق و تاملی دقیق در متن مصداق ها و مبانی هنر اسلامی را ایجاب می کند؛ از این رو نگارنده در کتاب حاضر، در دو دفتر به مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی پرداخته است. دفتر اول این کتاب، در بحثی حکمی، به بررسی و بیان اصل وحدت وجود و حدت شهود در ادیان و حکم اختصاص دارد؛ ادیانی چون مسیحیت، هندوییزم و اسلام، و حکمی چون حکمت یونانی و حکمت اسلامی. این بحث تا به آنجا پیش می رود که به اصل تجلی، یعنی سریان نور وجود، در مراتب حضور و ظهور رسد و از تجلی به مراتب و از مراتب به خیال و از خیال به تصویر آن در گستره هنر اسلامی (قوس نزول) و از آن به رمزگشایی عالمی که این هنر راوی آن است، (قوس صعود). دفتر دوم، شرح آرای حکیمان مسلمان در وصف و ذکر عالم خیال و سپس جلوه های نور و قدر (هندسه و ریاضیات قدسی) در هنر و معماری اسلامی است. در واقع، به گفته نگارنده: «دفتر اول شرح مبانی است و دفتر دوم تطبیق این مبانی بر مصادیق؛ همان که سنت گرایانی چون نصر و شوآل و بورکهارت و گنون بر سر آن از سوی کسانی چون نجیب اوغلو و تری آلن مورد انتقادند».

سقراط، فیلسوفی تمام عیار بود. او همین قدر می دانست که چیزی نمی داند. اما این هنر را هم داشت که به دیگران نشان دهد، آنان هم، با همه باریک بینی، فضل و ادعایشان چیزی نمی دانند. سقراط با تکیه بر فلسفه، همه چیز را زیر سوال می برد، حتی خود آن فرض هایی را که بیش تر همه چیز را بر مبنای آن ها زیر سوال برده بود! نویسندگان این کتاب، در زمانه ای که بشر بسیار قدرتمند تر و ذهنش بسیار انباشته تر از دوران سقراط است، ما را به شیوه سقراطی به عرصه داشته ها و دانش هایمان می برند تا در پایان راه، نمی دانم سقراط را بر زبانمان جاری کنند. نمی دانمی که به بیان آن ها اصل حکمت است. آنان در این کتاب، از ما درباره چیزهای می پرسند که بدیهی و روشن می پنداریم و سوال درباره آن ها را احمقانه و دور از خرد می دانیم: من کیستم؟ در چه زمانی به سر می برم؟ شیوه بایسته زندگی چیست؟ و... پس از به چالش کشاندن پاسخ این سوالات از گذشته های دور تاکنون خواننده هم با نویسندگان کتاب هم صدا می شود که خرد در همین پرسش گری است و فلسفه تنها جمع آوری اطلاعات نیست.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی