لیست کتاب های عرفان

در تفاوت علم و عرفان باید گفت که علم درباره کلیات و عرفان درباره جزییات است. برای مثال علم آن است که بدانی عالم خالقی دارد که مبدا و مرجع همه است، اما عرفان آن است که بدانی این خالق، ذات مجهول کامل بی نیازی است که روح و جسم به او نیازمندند و نگهبان همه عالم ها و کرات است و هرچه در هرجا روی دهد به نظر و اراده اوست و شریک به خود نمی پذیرد و معارض ندارد. «عرفان نامه» اثر عباس کیوان قزوینی (۱۳۱۷-۱۲۴۰) بر اساس نسخه خطی کتاب، مقابله و حروف چینی شده و با مقدمه هایی از رشید یاسمی و نورالدین چادرهی و نوشتاری از مرحوم حسین صدرایی به چاپ رسیده است. در حاشیه کتاب نیز معانی لغات دشوار و ماخذ آیات و روایات درج گردیده است. کتاب در ۱۴ فصل تنظیم شده و عناوین برخی از فصول بدین قرار است: فرق عرفان با علم و حکمت؛ عرفان صفت بنده است نه خدا؛ تقسیم عرفان به علمی و عملی؛ معانی وحدت وجود؛ دوزخ و بهشت؛ تناسخ؛ بقا در روح انسانی؛ اثبات توحید؛ جذب و سلوک؛ و عرفان عملی.

نویسنده در این کتاب به بررسی پیوند عرفان و علم فیزیک جدید پرداخته و از این رهگذر منظره ای جدید از عالم و ساختار زیرین از دنیای مادی را به تصویر کشیده است. از این رو در گام نخست از کتاب تغییر جهان بینی از منظر«ناظر شریک» بررسی شده است. در این بررسی از نظر فیزیک جدید، آگاهی حاوی یک «ساختار ساز واقعیت» است. یعنی نوعی ساز وکار فیزیولوژی عصبی که از لحاظ روحی و روانی بر خود واقعیت تاثیر می گذارد. سپس مدل های ماده و فضایی که فیزیک جدید ارایه داده، تشریح شده است. آن گاه دیدگاه های فیزیک جدید درباره زمان مطرح و به دنبال آن از «مخروط نور» سخن به میان آمده است. در ادامه به ماهیت زمان در فیزیک جدید پرداخته شده و پس از آن همانندی های عرفان باستانی هند، یعنی «تانترا» با فیزیک جدید ترسیم گردیده است. در پایان، سخنان عارفان درباره مکانیزم «ساختار ساز واقعیت» و چگونگی رسیدن به آن از طریق هشیاری آگاهانه تبیین شده است. همچنین در پایان کتاب کیهان شناسی ای که نتیجه پیوند عرفان و فیزیک جدید می باشد به تفصیل توضیح داده شده است.

بیشتر صوفیان عشق الاهی را به مثابه یکی از مقامات مهم شان یا مهم ترین مقام تلقی می کنند. با وجود این، نظریات تمام عیاری درباره عشق قدسی در دوره های اولیه عرفان اسلامی ابداع شده است و در تصوف از سده چهارم است که نظریاتی درباره عشق الاهی پدیدار می شود. در کتاب حاضر دیدگاه های دو محقق اسلامی، غزالی و دباغ که صاحب نظریات کاملی در باب عشق الاهی بوده اند، بررسی و تحلیل می شود. نویسنده نخست خاستگاه این نظریات را در آراء فلاسفه یونان باستان از جمله افلاطون و ارسطو بررسی نموده و سپس آن را در منابع یهودی و مسیحی دنبال می کند. در ادامه به پیگیری بحث در حوزه قرآن، حدیث، فلسفه کلام و عرفان اسلامی می پردازد. وی در فصل دوم نظریات غزالی را درباره عشق الهی در کتاب المحبه شرح می دهد و در فصل آخر نظریه دباغ درباره عشق الهی را به تفصیل بیان می دارد. برخی از عنوان های مطالب کتاب بدین قرار است: تعریف، مبادی و اسباب عشق؛ روش عشق ورزی به خداوند؛ علایم عشق؛ عشق خدا به انسان؛ جنبه بشری در عشق به خداوند؛ جنبه افاضه در عشق به خداوند؛ کمال، جمال و لذت؛ طبقه بندی عشق؛ انواع عاشقان؛ مقامات و احوال عشاق؛ روابط میان احوال و...

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی