لیست کتاب های عرفان

نویسنده در این کتاب به بررسی پیوند عرفان و علم فیزیک جدید پرداخته و از این رهگذر منظره ای جدید از عالم و ساختار زیرین از دنیای مادی را به تصویر کشیده است. از این رو در گام نخست از کتاب تغییر جهان بینی از منظر«ناظر شریک» بررسی شده است. در این بررسی از نظر فیزیک جدید، آگاهی حاوی یک «ساختار ساز واقعیت» است. یعنی نوعی ساز وکار فیزیولوژی عصبی که از لحاظ روحی و روانی بر خود واقعیت تاثیر می گذارد. سپس مدل های ماده و فضایی که فیزیک جدید ارایه داده، تشریح شده است. آن گاه دیدگاه های فیزیک جدید درباره زمان مطرح و به دنبال آن از «مخروط نور» سخن به میان آمده است. در ادامه به ماهیت زمان در فیزیک جدید پرداخته شده و پس از آن همانندی های عرفان باستانی هند، یعنی «تانترا» با فیزیک جدید ترسیم گردیده است. در پایان، سخنان عارفان درباره مکانیزم «ساختار ساز واقعیت» و چگونگی رسیدن به آن از طریق هشیاری آگاهانه تبیین شده است. همچنین در پایان کتاب کیهان شناسی ای که نتیجه پیوند عرفان و فیزیک جدید می باشد به تفصیل توضیح داده شده است.

کتاب حاضر، تحقیقی در باب کیمیای «جابر بن حیان» است. نگارنده در کتاب، مبانی حکمی، عرفانی و شیعی این کیمیا، نظیر امام شناسی، شان الوهی کیمیا و آخرت شناسی کیمیایی را معرفی می نماید. نکته جالب توجه آن است که وی این کار را دقیقا با محوریت آثار کاملا کیمیایی جابر انجام می دهد و در عین حال از دیگر آثار فلسفی و دینی او نیز بهره می گیرد. نگارنده معتقد است که در درون ادبیات کیمیایی عرب (و فارس زبان) آثار جابر همیشه، به دلیل وسعت دامنه و همچنین اهداف و بلندپروازی های علمی یک اوج کمال مطلق را حفظ کرده است. وی می گوید: کیمیاگران عرب زبان عملا از فرهنگ باستان یونان سه عنصر متمایز را دریافت کرده بودند: مجموعه هایی درباره عملیات ها، دستورالعمل ها و فرآیندهای دقیق در زمینه فلزکاری و داروسازی، یک رویکرد عرفانی به پدیده های طبیعی با گرایش «هرمسی»، و تاملات عرفانی از نوع تاملات «زوسیموس» و مفاهیم فیزیک ارسطویی و طب جالینوسی که آنان به ویژه از طریق مجموعه جابری موفق به ایجاد ترکیبی شدند که این رویکردها و اطلاعات مختلف را گرد هم می آورد و به آنها همگنی و تفسیری کلی می بخشد. وی معتقد است: اندیشه جابر به ویژه حول محور اصل هماهنگی کلی پدیده های طبیعی، که قابل اندازه گیری و محاسبه است، سامان می یابد و مکتب جابر بر پایه این ایده اساسی، شواهد فلسفی و علمی مناسبی را برای انتقال پیام خویش برگزید.

بیشتر صوفیان عشق الاهی را به مثابه یکی از مقامات مهم شان یا مهم ترین مقام تلقی می کنند. با وجود این، نظریات تمام عیاری درباره عشق قدسی در دوره های اولیه عرفان اسلامی ابداع شده است و در تصوف از سده چهارم است که نظریاتی درباره عشق الاهی پدیدار می شود. در کتاب حاضر دیدگاه های دو محقق اسلامی، غزالی و دباغ که صاحب نظریات کاملی در باب عشق الاهی بوده اند، بررسی و تحلیل می شود. نویسنده نخست خاستگاه این نظریات را در آراء فلاسفه یونان باستان از جمله افلاطون و ارسطو بررسی نموده و سپس آن را در منابع یهودی و مسیحی دنبال می کند. در ادامه به پیگیری بحث در حوزه قرآن، حدیث، فلسفه کلام و عرفان اسلامی می پردازد. وی در فصل دوم نظریات غزالی را درباره عشق الهی در کتاب المحبه شرح می دهد و در فصل آخر نظریه دباغ درباره عشق الهی را به تفصیل بیان می دارد. برخی از عنوان های مطالب کتاب بدین قرار است: تعریف، مبادی و اسباب عشق؛ روش عشق ورزی به خداوند؛ علایم عشق؛ عشق خدا به انسان؛ جنبه بشری در عشق به خداوند؛ جنبه افاضه در عشق به خداوند؛ کمال، جمال و لذت؛ طبقه بندی عشق؛ انواع عاشقان؛ مقامات و احوال عشاق؛ روابط میان احوال و...

«کانت » در فلسفه نظری خود، تحت تاثیر «هیوم» قرار داشت و معتقد بود که شناسایی آدمی فقط با تجربه حسی قابل تاویل نیست، بلکه تنها در ابتدا، شناخت با تجربه حسی آغاز می شود. او خواستار این بود که بدون عدول از مبانی تجربی هیوم و بدون تمسک به راه های دیگر بجز تجربه حسی، برای نیل به معرفت، وجود معانی و مفاهیم کلی را در ذهن تبیین کند. او در حقیقت معرفت و شناسایی را محصول مشترک ذهن و نفس الامر اشیاء می دانست ؛ یعنی ذهن آنچه را به صورت تاثرات حسی دریافت می کند، به عنوان ماده شناسایی قرار می دهد و بر آن ماده طبق ساختار معرفتی خود، صورتی می پوشاند که همان معانی و مفاهیم کلی است. کانت در فلسفه خود بر دو ساحت «حساسیت» و «فاهمه » معتقد به وجود عناصر پیشینی در ذهن بود. در حساسیت، زمان و مکان را عناصر پیشین ذهن می دانست و در فاهمه، به ۱۲ مفهوم محض و غیرقابل پیش بینی، از قبیل وحدت و کثرت و جوهر و علیت و وجود، قایل و معتقد بود. اینها عمومی ترین قالب های فکری آدمی در مواجهه با عالم خارج هستند. در نتیجه برای ما امکان معرفت حقایقی مانند خدا و نفس وجود ندارد، چرا که این حقایق پذیرای عناصر پیشینی ذهنی نمی شود و زمانی و مکانی نیست. البته نفی شناخت این حقایق در فلسفه کانت به معنای انکار آنها نیست. در واقع او اعتبار نقد عقل محض را وابسته به اعتبار فرض وجود احکام تالیفی پیشینی می داند. و فیلسوفان بعد از کانت در این مسیله با او مخالف بوده اند. از نظر او، تجربه مستلزم استفاده از مفاهیم است و مفاهیمی وجود دارد که وجود آنها شرط تجربه است. نویسنده کتاب حاضر، فلسفه و نظریه کانت را معرفی و مباحثی چون حساسیت استعلایی، شاکله سازی، و عقل محض را مطرح می کند.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی