آغاز سفر کیکاووس‎میرزا در سال 1253ق، بوده و در ماه‎های آغازین سال بعد به ایران بازگشته است. وی در آغاز این سفرنامه به برادرزاده‎اش که سلطان ایران بود، یعنی محمد شاه دعا کرده است. بااین‎حال، همچنان به پدرش خاقان مغفور، فتحعلی شاه، مفتخر بوده و بارها در جای‎جای کتابش از او و فعالیت‎های وی یاد کرده است. صفحات نخستین کتاب درباره عتبات است و دلیل آن این است که وی راه عتبات به سمت شام را ترجیح داده و به این بهانه، بحثی هم درباره عتبات و گزارش سفری از آن ارائه کرده است. این در حالی است که گزارش سفر وی به حج، از طهران به کرج، از آنجا به قزوین و زنجان و سپس میانه و تبریز آنگاه رفتن به سمت عثمانی و ارزنة‎الروم تا حلب است و ربطی به رفتن به عتبات ندارد. ترجیحاً باید چنین فکر کنیم که وی شاید وقتی دیگر سفری هم به عتبات داشته و ترجیح داده که مباحث مربوط به آنجا را همراه با زیارت‎نامه‎های مفصل و فضائل آن شهرها در بخش اول کتاب بیاورد. او در فصل اول با عنوان «در آداب و رسوم عتبات عالیات و نجف اشرف و کاظمین و سامرا و بغداد» طبق معمول از هرکدام از شهرها و مردمان آن‎ها توصیفی به دست داده، از بنای کلی حرم و برخی از بناهای جزئی آن ‎هم به‎اختصار یاد کرده است.  وی از حضور عجم در شهرهای کربلا، نجف و کاظمین یاد کرده، چنان‎که درباره کربلا گفته است: «خلق خوب و اکثر آن عجم و عرب اهل هستند»؛ اما شگفت که هیچ گزارشی از علمای وقت نجف و کربلا به دست نداده است. پس از گزارش از عتبات، درباره «راه رفتن به شام از بغداد» سخن گفته است. در اینجا، درباره آمادگی و تهیه تدارک این سفر یاد کرده و تمام تلاش وی آن است که خواننده را در جریان ملزومات این سفر قرار دهد و اطلاعات لازم را درباره مسائل مالی و تدارکاتی در اختیارش بگذارد... در واقع، در این بخش، هنوز گزارش سفرنامه‎ای ننوشته، بلکه قصد دارد با ارائه کلیاتی درباره راه شام، خواننده را در جریان اقداماتی که باید در این سفر انجام شود، قرار دهد... او در این میان، به مناسبت رسیدن به زیارت علی بن موسی‎ الرضا(ع) بحثی هم درباره مشهد نوشته است. ابتدا گزارشی از راه طهران تا مشهد به دست داده، از شهرهای طول راه یاد کرده و درباره هریک، توضیح و توصیف مختصری آورده است. در اینجا، از حملات ترکمانان که این سال‎ها و تا سال‎ها بعد همچنان یک خطر عمده برای ساکنان و مسافران شهرها و روستاهای میان سمنان تا مشهد بوده، یاد شده است. سپس به مشهد رسیده و گزارشی از این شهر و حرم مطهر به دست داده است. از کتابخانه و کتاب‎های موجود در آن و مصاحف فراوان آنجا یاد کرده است. همچنین از خادمان حرم مطهر ستایش کرده و طعنه زیادی به خادمان قم زده که از آن‎ها سخت متنفر بوده است. به عقیده او خادمان مشهد نسبت به حدیث [ساختگی] «أشرار قومنا خدام قبورنا»، یک استثنا هستند و به نظر وی «اگر شر خدام قم نمی‎بود، در عالم هیچ شری موجود نبود؛ چنانچه [چنان‎که] اگر شیطان نمی‎بود، یک کافر وجود نداشت» ایشان پس از حضرت رضا(ع)، سراغ حضرت معصومه(س) آمده و در اینجا درباره قم و حرم مطهر آنجا مطالبی نوشته است. او سال‎ها حاکم قم بوده (حدود 1243 تا 1250) و در این مدت، درگیری‎هایی در این شهر با تولیت داشته، لذا آنچه توانسته در کلمات و نثر وی می‎گنجیده از او، خدام حرم، مردمان قم و بزرگان این شهر بد گفته است. در میان روایاتی که در فضیلت قم است با آنچه وی شاهد آن بوده، ترجیح می‎دهد که این وضعیت را یک استثناء بداند، اما حاضر نیست سر سوزنی از اتهاماتی که متوجه قمی‎ها می‎کند، کوتاه بیاید. او بعد از این بدگویی‎ها، شهریت قم و آب‎وهوا و زمین کشاورزی آن را ستایش کرده است. بعد از این به سراغ مزار شاه عبدالعظیم حسنی هم رفته و شرحی درباره آن داده است. نویسنده در فصل چهارم کتاب با نام «در بیان دستورالعمل و رفتار حجاج»، گزارش راه حج از شام تا مدینه و مکه را بیان نموده است. او در ابتدا از هزینه‎های سفر سخن به میان می‎آورد، سپس به بخش اصلی گزارشش می‎پردازد. او از منازل حج با عنوان «فهرست» یاد می‎کند و از فهرست اول تا فهرست صدم هرکدام اختصاص به شهر و دیاری در طول راه از طهران تا مکه دارد. صدمین فهرست در فواید بازگشت از راه شام است.

نویسنده، شرحی از مسجدالحرام ارائه داده که بیشتر کلیات است و وقتی درباره مقام ابراهیم سخن گفته، به‎تفصیل از بحث ولایت یاد کرده است. علاوه ‎بر ‎این، او از محراب‎های ائمه جماعت مذاهب چهارگانه با دقتی خاص سخن گفته و از اینکه در خانه کعبه هر شب باز است و مبلغی گرفته و مردم را راه می‎دهند و البته مانع ورود ایرانی‎ها می‎شوند، مطالبی را بیان نموده است. او بعد از رفتن به منی، عرفات و مشعر و رمی جمرات و پایان اعمال حج، به مستحبات این سفر اشاره می‎کند.  او در پایان سفر، درباره وداع خانه کعبه و مهم‎ترین مسئله‎ای که حاجی باید بداند، یعنی از چه راهی بازگردد، مطالبی را بیان نموده است. وی از مسیر دریایی بسیار بد می‎گوید و اصرار دارد که کسی آن‎ را انتخاب نکند و می‎گوید: انتخاب این راه جزما شغل بی‎خردان و بی‎دردان عالم است. درباره راه نجف و دشواری‎های آن‎ هم مطالبی بیان نموده و بهترین مسیر بازگشت را همان راه شام دانسته است

ادب شیعه از حیث موضوع و مضمون از ادبیات دیگر فرقه ها و احزاب اسلامی ممتاز است. برخی از ویژگی های این ادب عبارت اند از: احتجاج در امامت ایمۀ طاهرین (ع)؛ باور به حق اهل بیت عصمت (ع)؛ افتخار به امیرالمومنین علی (ع) و عدل آن بزرگوار؛ تشویق به خروج و عصیان بر امویان و عباسیان؛ دشمنی شدید نسبت به امویان و عباسیان؛ هجو سابیان و ناصبیان، تعلیل و ریشۀ ابی حوادث تاریخی و بیان ستمی که بر اهل بیت(ع) رفته است؛ التزام به تبعیت از سبک قرآن کریم و بهره گیری از معانی آن در شعر، استفاده از شعر در بیان اسناد تاریخی، سیاسی و عقیدتی؛ و کثرت و تنوع در بیان انواع و اغراض شعر. ادبی که در نوشتار حاضر از آن سخن رفته، ادبی است که متعهد و سیاسی و سعی بر آن بوده که در آن، شاعران شیعه معرفی گردند. بر این اساس در بخش نخست، اشعار سروده در دفاع از امام علی (ع) در نبردهای جمل، صفین و نهروان، نیز اشعار به نظم درآمده دربارۀ قیام عاشورا و هم چنین سروده هایی از زنان شاعر شیعه درج گردیده است. در بخش دوم شاعران نامدار سیاسی نظیر: ابوالاسود دولی، فرزدق، کمیت بن زید اسدی، دعبل و... معرفی گردیده اند. بخش سوم کتاب نیز به شرح ادبی تاریخی نامۀ ابوبکر خوارزمی به شیعیان نیشابور اختصاص یافته است.

نگارنده در کتاب حاضر، با ارایه مقالاتی، کوشیده است زوایایی از اندیشه «ریچارد رورتی» را در مباحث مختلف فلسفی بیان کند. وی در نخستین مقاله، یعنی «پراگماتیسم و پست مدرنیسم»، به تلافی این دو جریان فلسفی در اندیشه رورتی می پردازد. در مقاله «انتقاد از فلسفه غرب»، به شش مورد از انتقادات رورتی به فلسفه غرب پرداخته می شود. رورتی فلسفه سنّتی را مبتنی بر معرفت شناسی می داند که در آن، ذهن همچون آیینه ای شفاف تلقی شده، که واقعیت بیرونی را منعکس می کند. او «دکارت» را مبدا این ذهن یا ذات شیشه ای می داند. در مقاله «سه مدل از رابطه میان خود و جهان»، به معرفی سه مدل رورتی درباره رابطه خود و جهان اشاره می کند. رورتی مدل نخست را «افلاطونی»، مدل دوم را «دکارتی ـ کانتی» و مدل سوم را مدل «فیزیکالیستی» می نامد. او در مقاله «ماهیت زبان»، به بررسی نگاه «پراگماتیستی و داروینستی» رورتی، به مفهوم زبان و مسیله حقیقت در بستر زبان می پردازد. نگارنده در سه مقاله پایانی کتاب نیز به بررسی جایگاه سه قهرمان فلسفی رورتی، یعنی: «هایدگر، (نقد فلسفه غرب)»؛ «دیویی تحلیل دموکراسی، اخلاق، سیاست» و «وتیگنشتاین (جایگاه نظریه بازی های زبانی)»، در شکل گیری اندیشه او پرداخته است.

فیلسوف فقید معاصر، استاد «مهدی حایری یزدی»، صاحب نظر برجسته در حوزۀ حکمت اسلامی، فلسفۀ تحلیلی، فقه، و منطق کلاسیک و نو، و فرزند موسس حوزۀ علمیه قم ـ آیه الله شیخ عبدالکریم حایری یزدی ـ است که به سال ۱۳۰۲ خورشیدی در شهرستان قم متولد شد. پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه به حوزۀ علمیۀ قم راه یافت و به تحصیل علوم اسلامی در حوزه های علمیه پرداخت. استاد، در سال ۱۳۳۰ به تهران عزیمت کرد و به عنوان استاد و مدرس مدرسۀ سپهسالار به فعالیت پرداخت و در سال ۱۳۳۴ با رتبۀ دانشیاری به تدریس در دانشکده الهیات دانشگاه تهران مشغول شد. وی به سال ۱۳۳۹ تحت عنوان مجتهد تام الاختیار از سوی آیه الله بروجردی برای تمشیت امور شیعیان آمریکا به این کشور عزیمت کرد. آثار استاد حایری علاوه بر «علم حضوری» عبارت است از: هرم هستی، آگاهی و گواهی، آنتولوژی توحیدی، کاوش های عقل نظری و ... . کتاب حاضر، در قالب مقالاتی از نگارنده، به بیان مطالبی دربارۀ زندگی و اندیشۀ سیاسی فیلسوف بزرگ معاصر ایران، استاد مهدی حایری یزدی، اختصاص یافته است. مقالۀ نخست دربارۀ پدر ایشان تحریر و در مقالات دوم و سوم فشرده ای از حیات علمی و برخی فعالیت های سیاسی استاد فقید بر اساس منابع موجود ذکر شده است. دیگر مقالات کتاب عبارت است از: کاوش های عقل سیاسی ( تلخیصی است از رسالۀ حکمت و حکومت استاد)؛ بنیان های فلسفۀ سیاست (حاوی تقریرات دو جلسه گفت وگو با استاد)؛ و اسلام و دموکراسی (عنوان سخنرانی استاد در محفلی در انگلستان). ترجمۀ گفت وگویی با استاد نیز در بخش پایانی کتاب درج شده است.

ونسان با شرکت در همایش حشره شناسی با دختری با نام رولی آشنا می شود. آن دو که از شرکت در این همایش خسته شده اند با یک دیگر به پارکی رفته و در این حال ونسان داستانی را نقل می کند بدین ترتیب که شوالیه ای به تیاتر رفته و در لژ کناری متوجه خانم ت می شود. خانم ت از شوالیه می خواهد پس از پایان نمایش به خانه ی او برود. شوالیه از این درخواست صریح، شگفت زده و اندکی آشفته می شود، زیرا از رابطه ی پنهانی خانم ت با یک مارتی مطلع است. شوالیه سرانجام درمی یابد که این ترفند خانم ت یک صحنه سازی بوده تا خانم ت بدین ترتیب سوءظن همسرش را نسبت به مارتی کاسته و این سوءظن را بر شوالیه متمرکز گرداند؛ همان شوالیه ای که نقش معشوق بدلی را ایفا کرده است. شوالیه سرانجام ویلای اربابی را به مقصد پاریس ترک می کند. ونسان پس از نقل این ماجرا و سپس طی رابطه ای ناکام با ژولی، در رویای خود شوالیه را می بیند و خطاب به او می گوید که تنها یک آرزو دارد و آن به فراموشی سپردن رابطه ی خود با ژولی است.

زندگی نوعی علم است و علم با مسیله آغاز می شود و می کوشد آنها را به یاری تیوری های جسورانه و ابداعی حل کند. تیوری های قابل آزمون، از لحاظ خطاها به آزمایش گذاشته می شوند و ما می کوشیم خطاها را بیابیم و حذف یا اصلاحشان کنیم. بنابراین زندگی مستلزم شناخت طبیعت و حل مسیله های آن است. نوشتار حاضر دربرگیرنده شش سخنرانی «کارل پوپر»، فیلسوف برجسته معاصر، در باب شناخت طبیعت است. از مجموعه این شش سخنرانی، پوپر درباره آن هایی که به مسیله شناخت نقش و حدود علم، جسم و روح، و صلح پرداخته اند، می نویسد: در این موارد عمدتا بایستی به زیست شناسی و به وفور باورنکردنی شکل های مختلف زندگی اندیشید. پوپر در آخرین سخنرانی خود به شخصیت «کپلر» و اکتشافات او می پردازد و او را ستار ه بینی منتقد خود می بیند. عناوین سخنرانی ها عبارت است از: آیین علم از دیدگاه تکامل گرایی و منطقی؛ ساده سازی علمی و نقصان ذاتی علم؛ تامل های یک واقع گرا در مسیله جسم ـ روح؛ تیوری شناخت و مسیله صلح؛ دیدگاه معرفت نشاختی تیوری تکامل گرایی شناخت؛ و کپلر.

فلسفه، مساله ی انسان است. در فلسفه از انسان و نسبت های او با پدیده ها و موجودات دیگر مثل خدا، طبیعت، جامعه، علم، دین، سیاست، زندگی و... صحبت می شود. تاریخ فلسفه، تاریخ نقلی است، اما گاهی تاریخ، تفکر است؛ یعنی خود تاریخ عین تفکر است، نه این که تاریخ، تاریخ تفکر باشد. مسایل فلسفه می توانند دو صورت کلی داشته باشند. برخی مسایل، ازلی هستند یعنی از قدیم مطرح شده و امروز و فردا نیز مطرح اند و برخی دیگر به ملت خاصی اختصاص ندارند و جهانی هستند و یا مربوط به فرهنگی خاص و بومی هستند. از لحاظ تاریخ طولی تفکر بشر، فلسفه را به دو دوره ی کلی قدیم و جدید تقسیم می کنند. فلسفه ی قدیم شامل یونان باستان و قرون وسطی است و فلسفه ی جدیدکه به چند دوره تقسیم می شود: دوران کلاسیک که از رنسانس شروع می شود و تا ظهور کانت ادامه دارد و فلسفه ی مدرن که از کانت به بعد را شامل می شود. فلسفه ی معاصر غربی که مبدا آن تحولات فلسفی پس از جنگ جهانی اول قرار داده شده است، مستقیما ریشه در منازعات و مباحثات فلسفی قرن نوزده و تحولات آغازین قرن بیستم دارد. در اواخر قرن ۱۹ دو جریان اصلی فلسفی شکل گرفت: ایدیالیسم (عقل گرایی) و پوزیتیویسم (تجربه گرایی). در ابتدا این دو، مخالفت های زیادی را علیه یک دیگر نشان می دادند ولی در پایان قرن نوزدهم این دوجریان از هم فاصله گرفتند و بعد از مدت زمانی فضا به گونه ای شد که پوزیتیویسم علمی غلبه یافت. ولی با وجود مباحثی در ترمودینامیک، احتمالات، تیوری مجموعه ها و... شکاف هایی در دیواره ی پوزیتیویسم ایجاد شد و پوزیتیویسم زیر سوال رفت. پوزیتیویسم در قرن بیستم در تلاش بود برای نجات خود راهی منطقی بیابد. در این زمان ایدیالیسم هم وضع بهتری نداشت و به طور کلی نمی توانست وضیعت علم جدید را توجیه کند، هرچند که هگل نهایت تلاش خود را کرد تا نشان دهد رشد علوم رشدی عقلانی بوده و در بستر تاریخی غرب امکان پذیر است. بعد از او فیلسوفان دیگری هم نظریاتی دادند و جریانات جدیدتری نیز به وجود آمد و برخی جریان ها در یک دیگر ادغام شدند. نویسنده در کتاب حاضر، که مقدمه ای بر فلسفه ی غرب است، به معرفی فیلسوفان و جریان های نوآور قرن بیستم در دو حوزه ی قاره ای و تحلیلی پرداخته است.

انسان، نیروهای ناشناخته خود را از جهانی می گیرد که هنوز از قوانین، سازمان و چگونگی آن اطلاَعی ندارد و معرفت نسبت به آن، خود می تواند یکی از بزرگ ترین اهداف بشر امروزی باشد. عقل بزرگ کیهانی که می توان نام آن را روح کاینات، اندیشه بزرگ هستی ، وجود مطلق، حیات زنده گیتی و سرانجام خداوند متعادل بگذاریم، از طرق مختلف از جمله حسّ ششم با انسان ارتباط برقرار می کند. ما با او ارتباط داریم، اما بر اثر بی توجّهی، پنجره های معرفت را به روی خود بسته ایم و گیرنده های ما به علّت عدم توجّه به زندگی و نیازهای درونی خود، امواج او را نمی گیرند و یا قدرت جذب آن را ندارند. شناخت نیروهای ناشناخته یا حسّ ششم، راهی برای جذب و کشف این امواج است. کتاب حاضر در نه گفتار، حاوی مطالبی درباره جهان فراآگاهی است. عنوان های فصل های کتاب عبارت است از: نیروهای ناشناخته انسان؛ کشف و شهود یا مکاشفه؛ درخت معرفت باطنی؛ علوم باطنی یا معرفت نهانی؛ قوانین حاکم بر روح انسان؛ بازگشت یا علم تناسخ و تجسّد؛ رویا و حسّ ششم؛ خودشناسی و یا حسّ فرآگاهی و حالات گوناگون آگاهی و شعور.

ریشۀ حسادت خواهران و برادران، میل شدید هر کودک به عشق منحصر به فرد والدینش است. چرا هر کودک تمنا می کند که نفر اول باشد؟ زیرا همۀ چیزهایی که کودک برای بقا و رشد و نمو نیاز دارد از سوی والدین سرچشمه می گیرد که از آن جمله است: غذا، سرپناه، گرمی و محبت، احساس هویت، و احساس ارزش و خاص بودن. در این حال حضور خواهران و برادران همۀ چیزهایی را که برای سعادت کودک حیاتی اند تهدید می کند، زمان کم تر برای تنها بودن با پدر و مادر، و توجه کم تر به ناراحتی های او از آن جمله است. در این خصوص والدین با وظیفه ای دشوار مواجه اند، آن ها بایستی راه هایی بیابند که به واسطۀ آن به هر کودک، اطمینان خاطر بدهند که او خاص و محبوب و دارای امنیت است. آن ها باید به این رقبای کوچک، نتایج مثبت استفادۀ مشترک از متعلقات یک دیگر و همکاری را تفهیم کنند و نیز باید تمهیدات کار را به گونه ای فراهم آورند که خواهران و برادرانی که با یک دیگر دعوا و کشمکش دارند، گاه به گاه یک دیگر را منبع شادی و حمایت ببینند. نوشتار حاضر به وظایف والدین در خصوص مواجهه با حسادت فرزندان به یک دیگر و چگونگی پایان دادن به دعوای آن ها اختصاص دارد.

گزیده ای ازکتاب: در پاکستان نام های خیابان‌ها و محلات اغلب فارسی و صورت اصیل کلمات قدیم است. خیابان های بزرگ دو طرفه را شاهراه می نامند، همان که ما امروز اتوبان می گوییم! بنده برای نمونه و محض تفریح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را که در آنجاها به کار می برند و واقعا برای ما تازگی دارد در اینجا ذکر می کنم که ببینید زبان فارسی در زبان اردو چه موقعیّتی دارد و به قول معروف چه رُلی بازی می کند.آنچه ما هنگام مسافرت اسباب و اثاثیه می خوانیم، در آنجا سامان گویند سلام البته در هر دو کشور سلام است. اما وقتی کسی به ما لطف می کند و چیزی می دهد یا محبتی ابراز می دارد، ما اگر خودمانیباشیم می گوییم: ممنونم، متشکرم، اگر فرنگی مآب باشیممی گوییم مرسی اما در آنجا کوچک و بزرگ،همه در چنین موردی می گویند: مهربانی واقعا بهتر از این تعبیری برای ابراز تشکر دارید؟ ما اصرار داریم که بگوییم پارک فلان و پارک بهمانپارک نیاوران را پلاک هم روی آن زده‌ایم. اما آنها بزرگترین پارک شهرخود را جناح باغ تابلو زده‌اند. آنچه ما شلوار گوییمدر آنجا پاجامه خوانده می شود. این قطار سریع السیررا در آنجا تیز خرام می‌خوانند! جالبترین اصطلاح را در آنجا من برای مادر زن دیدم، آنها این موجودی راکه ما مرادف با دیو و غول آورده‌ایم خوش دامن گفته‌اند.واقعا چقدر دلپذیر و زیباست.

صحیح
شماره اشتباه
دسته بندی