Paused...
    دیوار گذر: پنج داستان کوتاه

    ۲۰,۰۰۰ تومان

     

    ۱۶۸

    رقعی

    چاپ ۴

    ماهی
    نویسنده مارسل امه,اصغر نوری
    شابک ۹۷۸۹۶۴۷۹۴۸۹۳۷
    کد دیویی ۸۴۳.۹۱۴
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    دیوار گذر: پنج داستان کوتاه

    معرفی کتاب: مجموعه حاضر، حاوی پنج داستان کوتاه «مارسل امه» ـ نویسنده فرانسوی قرن بیستم ـ تحت این عناوین است: دیوارگذر؛ کارت؛ حکم؛ ضرب المثل و چکمه های هفت فرسخی، آثار مارسل امه بسیار متنوع اند؛ گاهی واقع گرا، گاهی هجوآمیز، و گاهی فانتزی. مارسل امه نگاه بدبینانه ای نسبت به جهان دارد، ولی این نگاه به جای منتهی شدن به یاس و پوچی به طنزی سیاه می رسد. او با شلاق طنز به تمام حماقت جمعی حمله می کند. با این حال اهل پند و موعظه نیست و قبل از هرچیز می خواهد سرگرممان کند و با درآمیختن واقعیت و خیال ما را از فشار روزمرگی ها برهاند. از معروف ترین مجموعه داستان های او می توان به کوتوله، دیوار گذر، و شراب پاریس اشاره کرد؛ البته بعد از قصه های «گرگم به هوا» که امه آنها را بین سال های ۱۹۳۴ و ۱۹۴۶ نوشت.

    گزیده ای ازکتاب: بدبختانه او یک هدف کم داشت. با خواندن روزنامه، مخصوصاً بخش‌های سیاسی و ورزشی که به نظرش فعالیت‌های آبرومندانه‌ای می‌آمدند، دنبال چیزی می‌گشت که الهام‌بخش او باشد. ولی در نهایت، وقتی دید آن‌ها هیچ روزنه‌ای برای افراد دیوار گذر باز نمی‌کنند، به ستون حوادث رضایت داد که به نظرش وسوسه انگیزتر می‌آمد(از داستان دیوار گذر)

    در طول روز به افراد زیادی برخوردم که حکم شامل حالشان نمی‌شود. بی‌اعتنایی و حق‌نشناسی‌شان نسبت به قربانی‌ها عمیقاً منزجرم می‌کند. نه تنها با این حکم ظالمانه مثل طبیعی‌ترین چیز دنیا برخورد می‌کنند، بلکه به نظر می‌آید که از آن لذت هم می‌برند. آدم هرگز نمی‌تونه خودخواهی انسان‌ها را از بیخ و بن از بین ببره. (از داستان کارت)

    شاید تصور کنید که مردم از سر شادی و رهایی هورا کشیدند. ولی خبری از این حرف‌ها نبود، چون هیچ‌کس حس نکرد که جهشی در زمان داده شده است. حوادثی که باید در طول این دوره‌ی طولانی‌ای که ناگهان ناپدید شده بود رخ می‌داد، در تمام حافظه‌ها ثبت شده بود. همه زندگی‌ای را که فکر می‌کردند در طی این هفده سال از سر گذرانده‌اند، به خاطر می‌آوردند و یا گمان می‌کردند که به خاطر می‌آورند. (از داستان حکم)

    ظهر، موقع برگشتن از مدرسه، با بغض و کینه به اعتماد بیش از اندازه و شبه مذهبی‌ای که نسبت به پدرش داشت، فکر می‌کرد. پدر چه کار داشت که در تفسیر این ضرب المثل دخالت کند؟ (از داستان ضرب المثل)

    لحظه‌ای دیگر، از این سوی شیشه به زندگی‌ای نگاه می‌کرد که در آن سو انتظارش را می‌کشید، خودش را در آن زندگی می‌دید و در این شب زمستانی چنان به ویترین نزدیک شده بود که دهانش بخار کوچکی روی شیشه می‌انداخت. (از داستان چکمه های هفت فرسخی)

    کتب دیگر انتشارات ماهی
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی