Paused...
    گل های کاغذی

    ۶,۰۰۰ تومان

     

    ۱۴۴

    رقعی

    چاپ ۱

    نارگل
    نویسنده محمدعلی گودینی
    شابک ۹۷۸۶۰۰۹۴۹۸۶۳۵
    کد دیویی ۸fa۳.۶۲
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    گل های کاغذی

    معرفی کتاب: کتاب حاضر، داستانی از زندگی دو نوجوان به نام های «فرامرز» و «فرهاد» است که در دوران پیش از انقلاب برای ورود به دانشگاه تلاش می کنند. داستان از رفاقت این دو نوجوان و آماده شدن برای امتحانات نهایی آغاز می شود. پدر «فرهاد» که کارمند شرکت نفت است به دلیل مسایل سیاسی به آبادان تبعید شده است و باید خانواده خود را هم به آبادان ببرد. جدایی این دو دوست قدیمی بهانه ای برای شکل گیری حوادث داستان است. موضوع محوری داستان نفوذ و سلطه انگلیسی ها بر منابع نفتی ایران پیش از انقلاب است، که نویسنده سعی دارد با تصویر کشیدن تحقیر ایرانیان توسط انگلیسی ها در مخاطب حس تنفر نسبت به این موضوع ایجاد کند.

    گزیده ای ازکتاب: پس از یک سفر طولانی، حالا داشتم هوای سرد تهران را با هوای اردیبهشتی روزهای اول عید خوزستان جابجا می‌کردم. با پیاده شدن از قطار، مانند بقیۀ مسافرهای تهرانی، از هوای عالی ایستگاه خرمشهر نفس عمیقی کشیدم. داخل ایستگاه شلوغ بود. استقبال‌کنندگان، پرحرارت و خونگرم بودند. همه شاد و خندان به نظر می‌رسیدند. مسافرهایی که از تهران وارد می‌شدند، لباس‌های گرم و زمستانی را از ایستگاه اندیمشک به بعد، کم‌کم با لباس‌های سبک و نازک عوض کرده بودند. با پیاده شدن از قطار، هوای بهاری خرمشهر را که یادآور روزهای اواخر اردیبهشت تهران بود، با تحسین و نفس‌های عمیق به سینه می‌کشیدند. اولین بار بود که پا به خوزستان می‌گذاشتم. بیرون از سالن ایستگاه، از هوای عالی، دو باره بو کشیدم. می‌خواستم از همان‌جا بوی آبادان و بوی پالایشگاه و بوی مهندس را احساس کنم. خودبه‌خود کشیده می‌شدم رو به دو بُته گل کاغذی در گوشۀ حیاط ایستگاه. گل‌های کاغذی با گلبرگ‌های نازک و ظریف، به مسافرها خوشامد می‌گفتند. با این‌که می‌دانستم کسی منتظرم نیست، ولی بی‌هوا نگاهم را می‌گرداندم به اطراف. نگاه می‌کردم به مسافرهایی که ذوق‌زده همراه استقبال‌کنندگان‌شان سر از پا نمی‌شناختند. با علاقه نگاه می‌کردم به مسافرها و راننده‌های سواری‌ها، وانت‌بارها و تاکسی‌ها و دو دستگاه مینی‌بوسی که آن طرف‌تر، همان اول کار، از مسافر پرشده بود. نگاه کردم به راننده‌ای که فریاد می‌زد: "آبادان فوری یه نفر. آبادان فوری یه نفر. "

    راه افتادم طرف تاکسی. راننده هنوز مطمئن نبود. از همان‌جا گفت: "آبادان یه نفری؟

    نظرات کاربران
    بی‌نام
    0
    0
    چرا باید پولی باشن ؟
    بی‌نام
    0
    0
    دم استاد گودینی با نوشتن این کتاب گرم
    چقد به دل نشست
    بی‌نام
    0
    0
    چجوری باید صوتی رو بخرم؟
    مدیر سیستم :
    سلام.

    این کتاب هنوز نسخۀ صوتی ندارد.
    بی‌نام
    0
    0
    چرا نسخه صوتی نداره لطفا بزارین حوصلمون سر رفته حداقل اونا رو گوش کنیم فقط کوتاه باشه
    کتب دیگر محمدعلی گودینی
    کتب دیگر انتشارات نارگل
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی