Paused...
    سال اسپاگتی

    ۴۰,۰۰۰ تومان

     

    ۱۵۶

    رقعی

    چاپ ۲

    چلچله
    نویسنده هاروکی موراکامی,شهاب حبیبی
    شابک ۹۷۸۹۶۴۹۰۲۷۰۵۰
    کد دیویی ۸۹۵.۶۳۵
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    سال اسپاگتی

    معرفی کتاب: هاروکی موراکامی (زاده 12 ژانویه 1949) نویسنده برجسته ژاپنی و خالق رمان کافکا در ساحل و مجموعه داستان بعد از زلزله است. داستان‌های او اغلب نهیلیستی و سورئالیستی و دارای تم تنهایی و از خود بیگانگی است. موراکامی در 12 ژآنویه 1949 در کیوتو ژاپن به دنیا آمد . در سال 1968 با همسرش یوکو ازدواج مرد و به گفته خودش در آوریل سال 1978 این رمان منتشر شد و در همان سال جایزه نویسنده جدید گونزو را دریافت کرد.در سال 1980 رمان پینیال (اولین قسمت از سه‌گانه موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال 1981 بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه حرفه‌ای خودش کرد. در سال 1982، رمان عقیب گوسفند وحشی از او منتشر شد که در همان سال جایزه ادبی نوما را دریافت کرد. در اکتبر 1984 به شهر کوچک فوجیتساوا در نزدیکی کبوتر نقل مکان کرد و در سال 1985 به سنداگایا در سال 1985 کتاب سرزمین عجایب و پایان جهان را منتشر کرد که جایزه جونیچی را گرفت. رمان جنگل نروژی، که گاه به اشتباه «چوب نروژی» نیز ترجمه می‌شود، در سال 1987 از موراکامی منتشر شد. در سال 1991 به پرینستون نقل مکان کرد و در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. در سال 1993 به شهر سانتا آنا در ایالت کالیفرنیا رفت و در دانشگاه هاوارد تفت به تدریس مشغول شد. او در سال 1996 جایزه یومیوری را گرفت و در سال 1997 رمان زیرزمینی را منتشر کرد و در سال 2001 به ژاپن بازگشت.

    گزیده ای ازکتاب: آن روز – روز تولد بیست سالگی اش- باز هم قرار بود مثل همه روزهای دیگر بر سر میزها برود و از مشتری‌ها سفارش بگیرد. همیشه روزهای جمعه کار می‌کرد اما اگر همه چیز مطابق برنامه آن روز خاص پیش می‌رفت، می‌توانست شب را مرخصی بگیرد. آن یکی دختر که کارش پاره وقت بود قبول کرده بود شیفتش را با او عوض کند. صدای داد و فریاد یک سرآشپز عصبانی آن هم در حالی که خوراک کدو حلوایی و غذاهای دریایی را روی میز مشتری‌ها می‌گذارد، به هیچ عنوان روش خوبی برای گذراندن جشن تولد ۲۰ سالگی نبود. اما آن یکی دختر سرما خورده بود و به تب و اسهال افتاده بود و او باز هم ناچار بود که سر کارش حاضر شود.

    سعی کرد دختر بیمار را که زنگ زده بود تا عذرخواهی کند آرام کند و گفت: "نگران نباش، در هرحال قرار نبود من هم کار به خصوصی انجام بدم، حتی روز تولد بیست سالگیم."

    در واقع اصلا مایوس نشده بود. یک دلیلش این بود که چند روز قبل بحث شدیدی بین او و دوست پسرش شده بود. آن‌ها از دوران دبیرستان با هم دوست بودند. بحث بی خود و بی دلیل شروع شده بود اما آن چنان بالا گرفت که تبدیل به داد و فریادهای طولانی شد. آن قدر دعوایشان شدید بود که شک نداشت پیوند محکمی که روزی بین آن‌ها وجود داشته است، برای همیشه از بین رفته است.»

    کتب دیگر انتشارات چلچله
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی