خواب زده

    ۱۲۰,۰۰۰ تومان

     

    ۸۰۴

    رقعی

    چاپ ۱

    برکه خورشید
    نویسنده الناز محمدی
    شابک ۹۷۸۶۰۰۷۵۰۷۲۵۴
    کد دیویی ۸fa۳.۶۲
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    خواب زده

    سورنا هنوز غرق در فکر گوشی را روی میز می‌چرخاند. آرش مشتری را رد کرد و پول‌ها را داخل صندوق گذاشت. از زیر چشم نگاهش کرد. به شدت از چند روز پیش در فکر بود. حرفی هم نمی‌زد. با سابقه‌ای که سورنا داشت می‌دانست موضوع آن قدر مهم است که فکرش را درگیر کرده اما چیزی نپرسیده بود بلکه خودش به زبان بیاید. هر چند تا به حال پیش نیامده بود او حرفی از دل مشغولی‌هایش بزند. اجناس فروخته شده را درلیست خرید لب تاپ تایپ کرد و آهنگ بی‌کلامی را پلی کرد. صندلی‌اش را سمت سورنا چرخاند وگفت: - امروز جایی کار نداری؟ سورنا نگاهش کرد و بالاخره از چرخاندن گوشی دست برداشت. - نه! چطور؟ - با لیلا قرار دارم. می‌خوام برم سینما. سورنا تک خنده‌ای کرد و عقب نشست. - سینما واسه چی؟ ببرش خونه خب! هم روشنه هم کنترل چی نداره مزاحمتون شه. آرش نچی کرد و گفت: - جون به جونت کنند فکرت خرابه دیگه. سورنا برخاست و به سمت قهوه جوش رفت. - میدونم عرضه نداری بابا. قهوه می‌خوری؟ - زهرمار درست نکنی، آره! - قهوه رو باید تلخ خورد. تو شکر بریز شیرین شه. آرش با ریتم گیتاری که پخش می‌شد روی میز ضرب گرفت و گفت: - راستی جدیده؟ - چی؟ - چی نه! کی؟ سورنا ابروهایش را در هم کشید و نگاهش کرد. - کی؟ - دختره که زنگ زدی بهش؟ این دفعه زود وارد عمل شدی. قهوه را ریخت و همان جا روی میز کنارش گذاشت. روی صندلی نشست و گفت: - فکر کن افسون بهم مزه کرده، این دفعه دیگه نمی‌تونم زیاد صبر کنم. - اینو از کجا پیدا کردی؟ انگارخونواده دار بود. به نظر نمیاد ساسان انداخته باشدش جلو پات! - بخوای حسابشو کنی اینم پیشکش ساسانه. یه سرش به اون وصله. - سورنا تا کی می‌خوای... - موعظه نکن دوباره آرش. رابطه‌ای در کار نیست. سر یه موضوعی می‌خوام به دختره کمک کنم. آرش خندید و با هیجان گفت: - کمک؟ اونم تو؟ حتما در راه رضای خدا؟ سورنا لب‌هایش را بالا کشید و قهوه‌اش را مزه کرد.

    نظرات کاربران
    بی‌نام
    0
    0
    معرکس داستانش
    بی‌نام
    0
    0
    عالی
    کتب دیگر الناز محمدی
    کتب دیگر انتشارات برکه خورشید
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی