Paused...
    چایت را من شیرین می کنم

    ۵۵,۰۰۰ تومان

     

    ۳۶۸

    رقعی

    چاپ ۴

    کتابستان معرفت
    نویسنده زهرا بلنددوست,سفانه الهی
    شابک ۹۷۸۶۰۰۸۴۶۰۲۲۰
    کد دیویی ۸fa۳.۶۲
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    چایت را من شیرین می کنم

    معرفی کتاب: این داستان اولین تجربه داستان نویسی زهرا بلنددوست است که چاپ شده است. داستانی که به گفته خود نویسنده 4 - 5 ماه از او وقت گرفته است. "چایت را من شیرین میکنم" داستان دختریست به نام سارا، ایرانی الاصل و مقیم آلمان با پدری که سمپات سازمان مجاهدین خلق بوده و مادری که نقطه ی مقابل پدر قرار دارد. در میان دعواها و کشمکش های این دو که مادر از خدا می گفت و خوبی هایش و پدر از دغدغه های سازمان، نه خدا که از نظر او فقط نظاره گر کتک خوردن های مادر بود نه سازمان که همه چیز را فدای اهدافش می کرد، سارا و برادرش خلاء را انتخاب می کنند و پناه هم می شوند.
    ولی طی ماجرایی برادرش هم به اسلام گرایش پیدا کرده، وارد گروه داعش شده و ناپدید می شود.
    سارا در حین جستجوی برادر ناخواسته وارد جریانی می شود که با مبنای وجودی این گروه و جنایت هایش آشنا شده و اورا بیش از گذشته از شنیدن نام اسلام و مسلمان به هراس می اندازد. ولی داستان جوری پیش می رود که در آخر او همسر یک جوان مسلمان و پاسدار ایرانی شده و طعم اسلام حقیقی را می چشد. این رمان اسلام را با تمام زیبایی هایش مقابل خواننده می چیند و ایمان، قدرت و صلابت ایران و ایرانی و پاسدار واقعی را به رخ تمام جهان می کشد.روح بزرگ شخصیت پاسدار داستان و اعمال و رفتارش، میزان تقوا وتسلط او بر خود، زیبایی برخوردهایش با مسائل اعتقادی در حیطه ی زن و خانواده، جلوه ای بسیار زیبا و جذاب از حقیقت زندگی مسلمانان واقعی است و خواننده را به شدت تحت تاثیر قدرت معنوی خود و بزرگی روحش قرار می دهد.

    گزیده ای ازکتاب: آرام آرام روی قبرهای وسط حیاط قدم می زدم و با گوشه چشم، تاریخ نوشته شده بر آنها را می خواندم. بعضی جوان، بعضی میانسال، بعضی پیر، راستی مردن درد داشت؟ ناگهان یک جفت کفش سرمه ای رنگ با عطری تلخ و آشنا مقابل چشمانم سبز شد.

    سرم را بالا آوردم. صدای کوبیده شدن قلبم را با گوش هایم شنیدم. چند روز از آخرین دیدنش می گذشت؟ زیادی دلتنگ این غریبه نبودم؟ اما این غریبه، با شلوار کتاب مشکی و پیراهن مردانه سرمه ای رنگش، زیادی دلنشین به کامِ احساسم آمد. بازهم موهای کوتاه و ته ریشی به سیاهی زغال ...

    نظرات کاربران
    بی‌نام
    0
    0
    کتاب خوبیه
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی خوب
    بی‌نام
    0
    0
    چقد عاشقانه است این کتاااااب
    وای
    اشکمو دراورد خداااااا :((((((
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی ممنون
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی خوب بود
    بی‌نام
    0
    0
    بهترین کتاب عمرم بود که خوندع بودم
    بی‌نام
    0
    0
    کتاب خوبیه عاااااالییییئیییبیی
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی قشنگه کتابش
    بی‌نام
    0
    0
    فقط وقتی دختره رو با پتو بلند میکنه
    بی‌نام
    0
    0
    خوبه
    بی‌نام
    0
    0
    عالی ترین کتابی که تا حالا خوندم
    بی‌نام
    0
    0
    واقعا عالیه
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی قشنگه
    بی‌نام
    0
    0
    عالیهههههههه‍ه
    بی‌نام
    0
    0
    عالیه و فوق العاده است واقعا اشکمو درآورد خیلی خوب احساسات درش به کار رفته
    بی‌نام
    0
    0
    واقعا عالی بود
    اشکم در اومد
    فقط ای کاش ای کاش واقعیت داشت من این کتاب رو دو بار خوندم و واقعا هردو بار اشک ریختم
    بی‌نام
    0
    0
    بی نظیر بود
    بی‌نام
    0
    0
    من این کتاب رو همون روز که گرفتم از دوازده ظهر تا دوازده شب خوندم هنوز از بیاد اوردن این کتاب دلم می گیره معرکعه معــــــرکه
    بی‌نام
    0
    0
    عالیه واقعا
    بی‌نام
    0
    0
    عالییییییییی اشپکم در اومد
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی عالیه خیلی عالی بهترین کتابی بود که خوندم بهتون پیشنهاد میکنم حتما کتاب و بخونید
    بی‌نام
    0
    0
    واقعا عالی
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی قشنگ ولی تلخه
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی خیلی قشنگه
    بی‌نام
    0
    0
    آغاااا من اینو میخوام
    بی‌نام
    0
    0
    کتابی پر از احساساته
    عالی حتما بخونین.
    بی‌نام
    0
    0
    خیلی خیلی کتاب قشنگیه،هرچی بگم بازم کمه،هم خیلی عاشقانه و هم زیباس،دست نویسندش درد نکنه.
    بی‌نام
    0
    0
    قشنگ ترین کتابی که خودنم
    بی‌نام
    0
    0
    عالی بود
    بی‌نام
    0
    0
    بهترین کتابه عالیییییییه
    کتب دیگر انتشارات کتابستان معرفت
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی