لطفا با پوست نخورید: چیزهایی درباره چیزهای فرهنگی

    ۱۰,۰۰۰ تومان

     

    ۴۸

    رقعی

    چاپ ۱

    انتشارات سوره مهر
    نویسنده حسام الدین مقامی کیا
    شابک ۹۷۸۶۰۰۰۳۰۴۶۱۴
    کد دیویی ۸fa۷.۶۲
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    لطفا با پوست نخورید: چیزهایی درباره چیزهای فرهنگی

    معرفی کتاب: چیزهایی درباره چیزهای فرهنگی، به تشریح رفتارهایی پرداخته‌ که موجب محبوبیت افراد می‌شود و شما با جامۀ عمل پوشاندن به توصیه‌های این کتاب می‌توانید در جامعه برای خودتان سری بلند کنید.این روزها می‌گویند هر چیزی غیرمستقیمش از مستقیمش بهتر است. برای مثال می‌گویند اگر می‌خواهید از کسی انتقاد کنید، انتقادتان را به شیوه غیرمستقیم عنوان کنید. حتی اگر می‌خواهید به کسی پیشنهاد بدهید نیز، پیشنهادتان را به طریق غیرمستقیم بیان کنید. این روزها یه چیز دیگر هم می‌گویند، می‌گویند حرف‌های شیرین و نمکین بیشتر از حرف‌های جدی تاثیر دارد. می‌گویند حتی اگر می‌خواهید یک حقیقت بغرنج فلسفی یا یک واقعیت پیچیده اجتماعی را مطرح کنید، آن را با شوخی و خنده توام کنید تا تاثیر بیشتر و بهتری روی مخاطب بگذارد.اتفاقی که در این کتاب و دیگر کتاب‌های این مجموعه افتاده، این است که حسام الدین مقامی کیا به چیزهایی که این روزها گفته می‌شود توجه کرده است. در نتیجه شما در این کتاب با چیزهایی مواجه می‌شوید که هم غیر مستقیم‌اند، هم شیرین و نمکین و البته ما به شکلی جدی و مستقیم انتظار داریم شما پس از مطالعه این کتاب و کتاب‌های دیگر این مجموعه، به چیزهایی که تا امروز به آن توجه نداشتید یا کمتر توجه داشتید، بیشتر توجه داشته باشید.

    گزیده ای ازکتاب: هنر توی خون ما بود. اگر مجلس و مهمونی ای داشتیم، پدرم آخر مجلس روی دبه ترشی ضرب می زد. من هم که دو سالم بود، از ذوق جیغ می کشیدم. مادرم هم خط خیلی خوشی داشت. الفبا رو تا حرف «ز» یاد گرفته بودو توی دفتر مشقش، که ما می دیدیم، این حروف رو با یه حوصله خاصی نوشته بود. خلاصه این ها ژنتیک در ما بود. تا اینکه یه روز توی محله ما اومدن برای فیلمبرداری. دنبال یه بچه می گشتن برای بازی توی یه فیلمی، من رو که دیدن، گفتن همین خوبه. از بین چند تا بچه انتخاب‌تون کردن؟ محله ما هنوز خیلی خونه نداشت، خونه ما بود و چند صد متر اون‌ طرف‌تر یه زوجی می‌نشستن که بچه شون نمی‌شد، این ورمونم یه پیرزنی با دختر بیوه‌ش زندگی می‌کرد. دیگه منو انتخاب کردن. نقشتون چی بود؟ آرتیست فیلم میومد توی اتاق، تا وارد می‌شد یهو از بالا آب می‌ریخت رو سرش، می‌فهمید سقف سوراخ شده. خب اون موقع اسپشیال افکت نبود مثل حالا. یه کمد کوچیک بالای در اتاق بود که فقط یه بچه توش جا می‌شد، منو گذاشتن اون بالا که آبو بریزم رو سر آرتیست. آبو که ریختم خیلی مورد توجه کارگردان قرار گرفت. هفت بار هی کات دادن هی گفتن باز بریز. من اولین بازیگر خردسال سینمای ایران در یک فیلم ناطق هستم. البته اون سکانس متاسفانه توی فیلم استفاده نشد.

    نظرات کاربران
    بی‌نام
    0
    0
    عالی
    کتب دیگر حسام الدین مقامی کیا
    کتب دیگر انتشارات انتشارات سوره مهر
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی