Paused...
    زندانی لاس لوماس

    ۱۲,۰۰۰ تومان

     

    ۱۴۴

    رقعی

    چاپ ۱

    ماهی
    نویسنده کارلوس فوئنتس,عبدالله کوثری
    شابک ۹۷۸۹۶۴۲۰۹۰۱۹۸
    کد دیویی ۸۶۳.۶۴
    فایل صوتی
    فایل الکترونیکی

    زندانی لاس لوماس

    معرفی کتاب: کتاب حاضر، داستانی از «کارلوس فوینتس»، نویسنده مشهور اسپانیایی است. داستان «زندانی لاس لوماس» روایت مرد ثروتمندی است که در پانسیون خود توسط خدمتکارانش زندانی می شود و در ادامه و پس از ماجراهایی که برایش اتفاق می افتد، کم کم از شرایطی که در آن گرفتار آمده لذت می برد. عنوان این داستان هم به یکی از مناطق مسکونی در نزدیکی مکزیکوسیتی اشاره دارد. در بخشی از داستان می خوانیم: «آن شب خواب وحشتناکی دیدم. خواب دیدم این جماعت تا ابدالآباد توی خانه من می مانند، یکسر این می رود و آن یکی می آید، نسل پشت نسل، بی توجه به سرنوشت فردفرد آدم ها، به سرنوشت وکیل شیک پوشی که من باشم».

    گزیده ای ازکتاب: خانه‌ی من در لاس لوماس یک‏ ویژگی مشخص دارد: این خانه نمودی است از مزایای جاودانگی. خبر ندارم که وقتی این خانه در آغاز دهه‌ی چهل ساخته می‌شد، مردم درباره‌اش چه می‌گفتند. جنگ جهانی دوم پول زیادی به جیب مکزیک ریخت. ما مواد خام را باقیمت‌های بالا صادر می‌کردیم و کارگران کشاورزی با زانو وارد کلیسا می‌شدند تا برای ادامه‌ی جنگ دعا کنند. پنبه، کنف، سبزیجات و مواد استراتژیک را به شش‌جهت عالم می‌فرستادیم. نمی‌دانم چند تا گاو در سونورا کشته شد تا این خانه در لاس لوماس ساخته شود، یا چند فقره زد و بند بازار سیاه پشت سنگ و شفته‌ی این خانه خوابیده. این‌جور خانه‌ها را حتماً در پاسئو د لار فورما و بولوار د لوس ویریس و در محله‌ی پولانکو دیده‌اید. این خانه‌ها نماینده‌ی معماری ابلهانه‌ی ملهم از سبک دوران استعمار است و درست شبیه نمای داخلی سینما آلامدا که خودش تقلیدی است از سبک پلاترسک تاکسکو با آن سقف‌های گنبدی و برج‌ها و دالان‌های ورودی. دیگر از سقف کاذب آن سینما که کهکشانی از لامپ‌های صد وات و کپه کپه ابرهای گریزان بود. چه بگویم، خانه‌ی من در بولوار د لوس ویریس فقط این یکی را کم داشت. تردید ندارم که معماری سرسام‌آور این خانه که من بیش از بیست سال در آن زندگی کرده‌ام مایه‌ی ریشخند این‌وآن بوده. دو سه تا از کاریکاتورهای آبل کسادا را تصور کنید که این ورودی‌های کلیساوار، بالکن‌هایی با نرده‌های آهن‌کاری شده، تزئینات هذیانی همه‌جوره از کتیبه و قوس‌های گوناگون و فرشته و مادونا و انواع میوه‌های گچی و ستون‌های گچی تراش‌دار و شیشه‌های رنگی را به تمسخر گرفته. داخل ساختمان هم بهتر از این‌ها نیست. باور کنید. درون بازتاب برون است. اینجا هم، دوباره، در سرسرایی که به طبقه‌ی بالا هم کشیده شده، چشممان به پله‌هایی از کاشی آبی می‌افتد و نرده‌های آهنی و بالکن‌هایی مشرف‌به همان سرسرا، به‌علاوه‌ی چلچراغی آهنی با شمع‌های مصنوعی و قطره اشک مصنوعی که درواقع پلاستیک است و کف سرسرا هم باز کاشی، با مبل‌های بسیار ناراحتی از چوب و چرم، شق‌ورق و خشک، که انگار برای این ساخته شده که روی آن بنشینی و به رأی دادگاه تفتیش عقاید گوش بدهی. واقعاً که شاهکاری است...! اما، همان‌طور که قبلاً گفتم، نکته‌ی خارق‌العاده در این است که این فیل سفید که نماد خودنمایی مبتذل و پول نورسیده‌ی سرمایه‌دارانی است که از جنگ سود بردند، باگذشت زمان بدل به یادمان دوران طلایی شده است. امروز که همه‌چیز شتابان تنزل می‌کند، با حسرت به یاد روزهایی می‌افتیم که اوضاع رو به ترقی داشت.

    کتب دیگر انتشارات ماهی
    کتب مرتبط
    صحیح
    شماره اشتباه
    دسته بندی